شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
372
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
( * 8 ) - اذناب و نواصى : اذناب : سپس روندگان ، مردم كم مايه ، مردمان حقير . نواصى : جمع ناصيه ، كنايه از بزرگان كه پيشاپيش ديگران حركت مىكنند . ( * 9 ) - قوموا ندامى شاربين مدامة . . . : به پا خيزيد اى همآشامان ( همپيالگان ) در حالى كه جام شرابى مىپيماييد كه در اين جام روحها به حركت درآمدهاند . به مشتاقتان ( عاشقتان ) ، ديدار و لقاء خود را عطا كنيد ، پس فرد عاشق هنگام ملاقات شما مسرور و شادمان است . و ( وقت را ) غنيمت بدانيد ، همانا وقت با قرب شما خوش است ( پس ) شراب صافى و روح شادمان شد . ( * 10 ) - فانّ الرّاح ريحانى و روحى : همانا شراب آرامش و آسايش من است . ( * 11 ) - تغنّج : غنج و دلال نمودن ، ناز و كرشمه كردن . ( * 12 ) - خذ من العمر نصيبا . . . : از عمر بهره خود را و از زندگى اصل و اساس آن را درياب . ( * 13 ) - فيثاغورث يونانى : فيلسوف و رياضىدان يونانى ( ولادت حدود 580 قبل از ميلاد و فوت حدود 497 قبل از ميلاد ) . دوره زندگانى او روشن نيست ، ولى گفتهاند به مصر و ايران و هندوستان سفر كرده است و از دانشمندان آن كشورها بهره برده و معاصر كوروش و داريوش هخامنشى بوده است . ( * 14 ) - مجدود سنايى : ابو المجد مجدود بن آدم ، شاعر و عارف معروف ايرانى قرن ششم . ( * 15 ) - السّماع حقيقته نغمات . . . : حقيقت سماع ، آوازهاى روحانى ظريف موافق جانهاست و همچنانكه اصل آتش در دو سنگ آتشزنه پنهان است و با بههم زدن آشكار مىشود ، خداوند متعال همرازى پنهان در جوهر و اصل دل است كه با شنيدن آواز خوش آشكار مىشود . ( * 16 ) - منتجح ارتياح : سبب خوش بودن و راحتى . ( * 17 ) - لحن باربدى : لحن منسوب به باربد . باربد : نوازنده و موسيقىدان معروف دربار خسرو پرويز . برخى اصل او را از جهرم نوشته و گفتهاند در بربط نوازى بىنظير بود . الحان باربدى آوازهايى است كه او ساخته و تعداد آنها را 30 يا 31 نوشتهاند و