شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

362

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

" ذكر پادشاهى طهمورث ديوبند " ( * 1 ) - چو هوشنگ در غار شد منزوى * وليعهد زد كوس كيخسروى نظر تاريخ بلعمى درباره جانشينى طهمورث بعد از هوشنگ با گفته تاريخ المعجم موافق است ، ولى نظر شاهنامه كهن ( پارسى تاريخ غرر السّير ) اندكى تفاوت دارد . " و از پس او ( هوشنگ ) طهمورث بنشست " تاريخ بلعمى ، ص 20 . " چون هوشنگ مرد ، جهان سيصد سال بىپادشاه بماند تا اين‌كه تهمورث از خاندان او برآمد و به شاهى رسيد " . شاهنامه كهن ، ص 42 . ( * 2 ) - عشر : ده يك چيزى ، يك دهم . ( * 3 ) - فيمطر يوم الجود . . . : پس روز بخشش از دست او ( چون ابر بارنده ) عطا مىبارد و در روز جنگ از شمشير او ( چون قطرات باران ) خون مىچكد . ( * 4 ) - پشيزه : فلس ماهى ، پولك ماهى . ( * 5 ) - ماهى شيم : ماهى كوچك كه بر پشت نقطه‌هاى سپيد دارد . ( * 6 ) - و كان له وزير . . . : او را وزيرى است كه به خوش‌رفتارى و راه و روش استوار معروف است . ديندارى و پادشاهى از همتهاى او يارى شده‌اند و عزت و بزرگوارى از خصلتهاى او محسوب مىشوند . خداوند سبحان از بسيارى رحمت و رافت او بر مردم ، روزيها را در قلم او ( به كنايه يعنى دست او ) قرار داده است . ( * 7 ) - و هو لم يزل يرشده . . . : و او را پيوسته به بلندهمتى و انتشار عدالت و كارهاى بزرگ و نيكوئيهاى اخلاقى و گسترش مهربانى و رحمت در ميان تمامى مردم و نگريستن با چشم مهربانى و رحمت به احوال آنان ، راهنمايى مىكرد . ( * 8 ) - محدب فلك الافلاك : دايره فلك نهم كه محيط بر همه فلكهاست . فلك نهم را