شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
356
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
( * 77 ) - ترى الرّجل النّحيف . . . : مردى نحيف و لاغر را مىبينى ، پس او را ناقابل مىشمارى و حال آنكه در لباسش شيرى درنده است ، بر من ( مرا ) لباسى است كه ارزش آن كمتر از يك پول سياه است و در آن لباسها نفسى است كه هيچ انسانى با آن مقايسه نمىشود . لباس تو همچون خورشيدى است كه در زير دامنش تاريكى است و لباس من همچون شبى است كه زير تاريكيهاى آن خورشيد است . ( * 78 ) - غايله شبهت : گزند شك و ترديد ، آسيب ظن و گمان . ( * 79 ) - شرّ النّاس من جار . . . : بدترين مردم كسى است كه بر نفس خود ستم كند ، سپس بر كسى كه زير دست اوست و سپس بر تمامى مردم . و بهترين مردم كسى است كه عدالت كند ( با عدالت رفتار كند ) با تمامى مردم و سپس با نزديكانش و سپس با نفس خودش . ( * 80 ) - خلود الى يوم الموعود : جاودانگى تا روز قيامت . يوم الموعود : روز قيامت كه وعدهگاه خلايق است . بخشى از آيه 2 سوره 85 ( سوره البروج ) . ( * 81 ) - كروبيان ملأ اعلى : فرشتگان مقرب عالم بالا . ملأ اعلى : عالم بالا ، جهان فرشتگان . ( * 82 ) - من آتاه اللّه مالا . . . : كسى كه خداوند به او مال و زيبايى و شرافت و پادشاهى عنايت كند ، پس او در مال خود مواسات كند ( با ديگران همدلى و همراهى كند ) و در زيبايى خود عفت ورزد و در شرافت و بزرگوارى خود فروتنى كند و در پادشاهيش ( قدرتش ) به عدالت رفتار كند ، خداوند ( نام ) او را در زمره مخلصين نيكوكار مىنويسد . ( * 83 ) - بالعدل تبلغ ما تهويه : با عدالت به آنچه از خردمندى دوست دارى مىرسى و انتشاردهنده ظلم و ستم بهسوى خطر برده مىشود ( ستم گريبان او را نيز مىگيرد ) . ( * 84 ) - هادم اللذّات : ويرانكننده لذتها ، لقب ملك الموت ( عزرائيل ) است . ( * 85 ) - جواهر اسطقسى : مواد اصلى ، عنصرهاى نخستين هرچيز . عنصرهاى چهارگانه ، آب و باد و آتش و خاك . ( * 86 ) - لم يبق من عصرك . . . : از عمر تو ساعت زمانى بيش نمانده است و بعد از پيرى چيزى جز سختى و مرگ نيست .