شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

352

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

سوره 2 ( البقره ) . ( * 33 ) - مزجور : زجر شده ، بازداشته شده ، رانده شده . ( * 34 ) - منكوب : رنج رسيده ، دچار نكبت شده ، مغلوب . ( * 35 ) - ليس العدوّ على . . . : دشمن در هرحال مورد اعتماد نيست ( در هيچ حال نبايد خود را از دشمن در امان دانست ) . ( * 36 ) - من كفّ لسانه عن اعراض . . . : كسى كه زبانش را از آبروى مردم بازدارد ؛ خداوند از لغزش وى در روز قيامت چشم‌پوشى مىكند . ( * 37 ) - مولّد خزى و مورث نكال : توليدكننده خوارى و ارث گذارنده عذاب و عقوبت ( * 38 ) - ثلاث من كنّ . . . : سركشى و نيرنگ و پيمان‌شكنى سه چيز است كه در هركس باشد عليه اوست . ( * 39 ) - إِنَّما بَغْيُكُمْ عَلى أَنْفُسِكُمْ . . . : شما هرظلم و ستم كنيد منحصرا به نفس خويش كنيد . آيه 23 سوره 10 ( يونس ) . - فَمَنْ نَكَثَ . . . : پس هركه نقض بيعت كند ؛ بر زيان و هلاك خويش اقدام كرده است . آيه 10 سوره 48 ( الفتح ) . - وَ ما يَمْكُرُونَ إِلَّا . . . : در حقيقت مكر جز با خويشتن نمىكنند . آيه 123 سوره 6 ( الانعام ) . ( * 40 ) - حذار فانّ البغى . . . : بپرهيز ، همانا ستم اهلش را بر زمين مىزند ، محلهاى ورود و خروج آن زشت و ناپسند است . ( وارد شدن به آن و آنچه از آن سر مىزند زشت و ناپسند است ) . ( * 41 ) - اطرد عنك اهل . . . : سخن‌چينان را از خودت دور كن زيرا كه آنان تو را مورد غضب مردم و مردم را مورد غضب تو قرار مىدهند . ( * 42 ) - سبّك من بلّغك : تو را ناسزا گفت كسى كه ( سخن يا خبر را ) به تو رساند . ( سخن چين با رساندن خبرش تو را ناسزا گفت ) .