شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
340
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
( * 39 ) - اطرح عنك واردات . . . : غمهاى وارد شده را با افسونهاى صبر و نيكويى يقين از خود دور كن . ( * 40 ) - مثوبات : جمع مثوبه ( مثوبت ) ، پاداش نيك ، جزاى كار خوب . ( * 41 ) - إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ . . . : همانا كه خدا صابران را به حد كامل و بدون حساب پاداش خواهد داد . ، آيه 10 سورهء 39 ( الزمر ) ( * 42 ) - انّكم لا تنالون ما تحبّون . . . : همانا شما به آنچه دوست داريد نمىرسيد ، مگر با صبر كردن بر آنچه كه نسبت به آن كراهت داريد . ( * 43 ) - للّه درّ القائل : نيك باد گوينده را ، گوينده را نيكى بفزاياد ، خدا گوينده را نيكى دهاد . هر نكتهاى كه گفتم در وصف آن شمايل * هر كو شنيد گفتا لله درّ قايل ( حافظ ) ( * 44 ) - و ليس الفتى من . . . : كسى كه سختيها ( كارهاى بزرگ ) صبر او را به وحشت اندازد ، جوانمرد نيست و لكن كسى كه سختيها در صبر و بردبارى او متحير شوند ( جوانمرد است ) . ( * 45 ) - إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ : همانا خدا ياور صابران است . آيه 153 سورهء 2 ( البقره ) . ( * 46 ) - كالّذى استهوته الشّياطين : مانند كسى كه شياطين او را به هوى و هوس انداختند . ( * 47 ) - صبرت و كان الصّبر . . . : صبر كردم و صبر از من پسنديده است و ترا همين بس است كه خداوند صبر كردن را ستوده است . ( * 48 ) - ارى الدّنيا و زخرفها . . . : دنيا و زيورهاى آن را مانند كاسهاى مىبينم كه دست به دست در ميان مردم مىچرخد . ( * 49 ) - عالم لا ريب : عالم غيب ، عالمى كه در آن شك و شبههاى نيست . ( * 50 ) - لا مردّ لقضائه . . . : قضاى او را هيچ بازگشتى و حكم و فرمان او را هيچ مانعى نيست . ( * 51 ) - لِيَقْضِيَ اللَّهُ . . . : براى آنكه حكم ازلى و قضاى حتمى را كه خدا مقرر فرموده