شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

311

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

تو را « 1 » نام بايد ، برو داد كن * جهان را به انصاف آباد كن و بعد ازو مملكت به هرمز كه وليعهد بود مقرر شد و اللّه اعلم [ بالصّواب « 2 » ] . و چون اكثر اين اوراق منطويست بر شرح مكارم اخلاق سلاطين و محتوى بر نشر محامد صفات ملوك ، صواب چنان نمود كه بر ذكر كسرى انوشيروان كه به اتفاق اعدل ملوك آفاق است ، بساط كلمات را كه چون حوادث ايام آغاز و انجام ندارد ، طى كردن ، بنابراين مقدمه به حكم : اوجزت ذكرى و فى الايجاز فايدة * و للكرام من التّطويل تصديع * 8 در وقتى كه كفّهء ميزان ، طيّار شد و حريف خريف به طلوع سهيل ، ميل انحراف از جادهء اعتدال هوا كرد : استاد زرگر مهر ، بگشاد دست و بازو * افكند خُردهء زر در كفّهء ترازو بيان از تلفيق و بنان از تعليق فراغت يافت . اگر كسى اين مختصر را به‌نظر انصاف ملحوظ دارد ، هرآينه بر وى مكشوف گردد كه مخايل ابداع بر صفحات آن لايح و نسايم اعجاز از نفحات آن فايح است . كرامند « 3 » است كُتّاب جهان را * به آب زر نبشت اين داستان را كه خود قومى كه بر گردون رييسند « 4 » * به زر بر لوح گردون مىنويسند و الاستعانة « 5 » من اللّه تعالى ان يثبّت اقدامنا باصابة الآراء و يعصم نفوسنا عن تفرّق الاهواء و اللّه المستعان فى المشهد و المغيب ، عليه توكّلت و اليه انيب . * 10

--> ( 1 ) - ب : برو . ( 2 ) - اساس : - بالصواب . ( 3 ) - ب : گراينده . ( 4 ) - ب : زمينند . ( 5 ) - اساس : - و الاستعانة من .