شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
مقدمه 34
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
نثر را همانند نظم آراستند و آن را صنعت ناميدند . نويسنده تاريخ المعجم نيز از جمله اين نويسندگان است كه نثر خود را به انواع صنايع ادبى آراسته و توجه ويژهاى به صنايع لفظى داشته است . لذا ، بناى كار خود را بر آرايش سخن و تناسب الفاظ نهاده و صنايعى مانند سجع و موازنه و ترصيع و تضمين و تضاد و مراعات نظير و تنسيق الاعداد و . . . را در نثر خود به كار برده است كه در اينجا چند مورد از اين صنايع را با ذكر يكى دو نمونه از متن كتاب يادآور مىشوم . 1 - سجع : بيش از هر صنعت ادبى ديگر ، صنعت سجع در نثر تاريخ المعجم ديده مىشود ، مانند : « صانعى كه به قلم قدرت بر لوح فطرت نسخه وجود نقوش موجودات بنگاشت و بر صحيفه ايجاد به خامه ابداع و اختراع صورت آفرينش را نيرنگ زد » . ص 1 « مبدعى كه بدايع صنايع نامحصورش رداى قبول بر دوش عقول انداخت و به ميامن تركيب كاف و نون كه مستجمع فنون حكم و مستلزم انواع نعم است ، خلعت خلقت و لباس كرامت را پيرايه وجود موجودات ساخت » . ص 1 در دو عبارت بالا ميان كلمات : « قدرت و فطرت » ، « بدايع و صنايع » ، « قبول و عقول » ، « حكم و نعم » ، « خلعت و خلقت » ، سجع متوازى و ميان كلمات : « ايجاد و ابداع » ، سجع متوازن و ميان كلمات : « وجود و موجود » ، « ابداع و اختراع » ، « نون و فنون » سجع مطرف ديده مىشود . همچنين موارد زير را مىتوان ذكر كرد : سجع متوازى : « حكمت و كسوت » ، « بالغه و فاضله » ، « قدس و انس » ، « لعاب و رضاب » ، « مسدس و مقرنس » ، « معارج و مدارج » ، « علوى و سفلى » ، « داعى و ساعى » ، « مظاهرت و مساعدت » ، « كرم و نعم » ، « عميم و جسيم » . سجع متوازن : « تجهيز و تزيين » ، « حقير و ضعيف » ، « نحل و شمع » ، « طلب و حيرت » .