شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
272
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
و در « 1 » وقت وفات ، وليعهدى را به « 2 » پسر خود هرمز بن نرسى « 3 » داد و خود به انابت مشغول شد و همت بر قضاى مافات مصروف داشت و از صدمات خزان احزان در ظلّ رايت « 4 » ربيع احسان گريخت و ابيات مولف رهينه روزگار او شد . شنيدم كه چون شاه را تب گرفت * ز « 5 » انديشه انگشت بر لب گرفت به دو گفت دستور والاتبار * كه اى از پدر وز نيا يادگار چه چيز است انديشه پادشاه * ز تاج و كمر يا ز « 6 » گنج و سپاه چنين داد پاسخ كه راه دراز * همىرفت بايد نشيب و فراز ندانم كزين راه چون جان برم « 7 » * چنين راه را چون به پايان برم بگفت اين سخن وز جهان درگذشت * وزو ماند افسانه و سرگذشت
--> ( 1 ) - ج : - در . ( 2 ) - ج : بر . ( 3 ) - ج : - بن نرسى . ( 4 ) - اساس : - رايت . ( 5 ) - نسخه ب : از " درياوش است " تا " ز انديشه انگشت " ندارد . ( 6 ) - ب و ج : تا به . ( 7 ) - ج : كزين راه چون جان خود در برم . . .