شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

مقدمه 32

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

سموم حادثه شاخ درخت خصم تو را * چنان بسوخته كز شخص او نديده غبار يگانه بخت تو تا حشر ، نوبر و تازه * نحيف خصم تو تا نفخ صور ، خسته و زار نهان چشيده شرابى جوان ز ساغر غم * كه تا به صبح ابد ناتوان بود ز خمار بحر رجز مستوى شاخ درخت بخت تو نوبر و تازه و جوان * مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن شخص نحيف خصم تو خسته و زار و ناتوان آحاد روان ز داور دوران ، دواى درد آورد * دواى درد دل آرم ز داور دادار مثنى شد لب تو مرهم من * شد غم تو ماتم من مثلث قلم بحر كشت گنج عطا * نقش چين پيش خطت عين خطا محذوف الالف دست و طبع تست چرخ همت و بحر هنر * نظم و نثر تست عقد لولو و گنج گهر محذوف النقطه ملوك ملك كرم را امام و سرور و صدر * كرام عالم اكرام را سرو سالار تركيب منقوط نقش زينت‌بخش غيب پيش بين * پيش ظن تيزبينت شد يقين عربيه صاحب فى الجود معن باذل * محسن فى المنح مزن هاطل توشيح الحاشيه آنكه آمدگاه احسان پيش دستش بحر عين * آن‌كه اندر عين انسان هست چون انسان عين و آنكه بر چرخ چهارم هر سحرگاهى كند * از فروغ خاطر او اقتباس نور عين