شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
269
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
بركشيدند « 1 » و به كاه مملو كردند و اتباع و پيروان او را به يك بار مستاصل گردانيدند . او نيز سه سال و سه ماه و چند روز پادشاهى كرد . گويند در شناختن رنجهاى اسب و معالجت و مداوات دواب و علم بيطره مشار اليه بوده است . و گفتى چنان كه در دانستن علوم طبى كه موضوع له آن بدن انسان « 2 » است و علمى است محتاج اليه ، گزير نيست . از معرفت امراض خيول و دواى « 3 » رنجهاى ايشان هم چاره نباشد ، چه هيچ حيوان بعد از ايشان آن حسن ندارد و شكل مطبوع و هيات محبوب و سرعت مشى در طى ارض و صعود و هبوط ، او را در فراز و نشيب به ديگر دواب مانند نشايد كرد و ملوك و اشراف اطراف را ، گرفتن ممالك بهواسطه ركوب او دست دهد و پيمودن راههاى صعب و منزلهاى دور به حركات او منوط باشد . و اين فايده از كلمات اوست كه گفت : ركوب الفرس احبّ الىّ من ركوب عنق الفلك * 1 و من كلامه : ايّها النّاس « 4 » ، تواصلوا و توازروا و تعاطفوا و كونوا اخوانا مترادفين و اصحابا متساعدين و تنكّبوا الحسد ، فانّه يورث الهمّ . و اجتنبوا البغى فانّه يرجع الى نفسه . * 2 ايضا من كلامه : لا سرور الّا مع الامن و لا لذّة الّا مع العافية . * 3 و گويند مقام بهرام « 5 » تا انجام كار در جندشابور بود و پس از وى ملك بهرام « 6 » به بهرام بن هرمز رسيد و اين بهرام دوم به جاى او نشست و او را اشكان شاه خواندندى « 7 » و در زمان پدر پادشاهى سجستان و آن ولايت داشت . بذات خويش در امور مملكت و سلطنت مستقل بود و پدر او بهرام بن هرمز جهت تعلق خاطرى كه به وى داشت ، او را همنام خود كرد و زمان دولت او سيزده سال و شش ماه بود و جمعى كمتر از اين مىگويند . فى الجمله اختلافات اهل تاريخ در كموبيش و زيادت و نقصان مدت ملوك عجم و زمان مملكت ايشان بسيار است و نسخه معتمد عليه مطالعه نيفتاده كه صواب و
--> ( 1 ) - ج : دركشيدند . ( 2 ) - ج : - انسان . ( 3 ) - ج : مداواى . ( 4 ) - ج : - ايها الناس . ( 5 ) - ج : + بن هرمز . ( 6 ) - اساس : بهرام بن بهرام بن هرمز . كه اصلاح شد . ( 7 ) - ج : + او .