شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

262

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

ذكر پادشاهى شاپور بن اردشير بن بابك : جهاندار شاپور بن اردشير * پلنگ افكنى بود درنده شير چو بر هفت اقليم شد پادشاه * بياراست گيتى به گنج و سپاه همه رايت نيكنامى فراخت * همه داد كرد و رعيت نواخت ز ساسان « 1 » همى اين درست است و راست * كزو دادگر پادشاهى نخاست شاپور ابن اردشير بن بابك از پادشاهان فرس بود . به دادگستردن و رعيت پروردن مخصوص بود و در مهابت « 2 » بدان مثابت كه از شكوه او زهره در تن شير « 3 » آب گشتى و مهره در سر مار بگداختى . اثر عنف و كينش ، شرر نار جحيم و عذاب اليم و نظر لطف و مهرش ، نمونه‌اى از رياض بهشت و نعيم مقيم : اذا عدّ المكارم كان فيها * بمنزلة الجبال من الوهاد و ان ذكر الأكارم كان جمرا * مضرّمة « 4 » و كانوا كالرّماد * 1 و چون جوايز و صلات و عوارف و هبات او حكم : اكثر من امواج البحار و امواه الامطار * 2 داشت ، جمعى از وزراى دون همت نسبت آن عطايا « 5 » و مواهب به اسراف و تبذير كردند و گفتند : مال عزيز است و تحصيل آن دشوار و اتلاف آن محض اسراف و در امثال وارد [ است « 6 » ] كه ، الاسراف فى العشرة يورث الاشراف على العسرة * 3 و

--> ( 1 ) - ب و ج : ساسانيان . ( 2 ) - ب : مهاربت . ( 3 ) - ب : - شير . ( 4 ) - ب و ج : مضرمة . ( 5 ) - ج : عطا . ( 6 ) - اساس : ندارد .