شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
197
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
پس آنگه به حكم سران سپاه * همى زاب « 1 » طهماسب شد پادشاه به توران زمين رفت افراسياب * جهان جملگى شد مقرر به زاب وزو ، از اسباط منوچهر است و سال عمرش به هشتاد رسيده بود كه سرير سلطنت به نور طلعت او جمال گرفت و خواست به تدبير پيرانه شكستهاى بيداد افراسياب را درست گرداند و اصلاح فساد و تلافى خرابى او به وجهى كند كه رعيت را رغبت در اطاعت او هرساعت زياده شود ، سپاهى بىمر گرد كرد و روى به جانب افراسياب نهاد و او را تا حدود بلاد ترك و ديار شرقى بتاخت و با نجح مراد و فتح بلاد بازگشت و صدقات و صلات بر درماندگان بپاشيد و عوارف و منايح بر بىتوشگان صرف كرد . صارت رباع الارض في ايّامه * معمورة الاطراف و الارجاء « 2 » فاضت اياد من يديه على الورى * فيضا كفيض المزنة الوكفاء * 17 و دو رودخانه به عراق آورد كه آن را زابين خوانند و مدت سى سال بىتنازع منازع و تعارض معارض به استقلال سلطنت رانده * 18 پس مملكت را به برادرزادهء خود گرشاسف سپرد كه مادرش دختر ابن يامين بن يعقوب عليه السلام « 3 » بود و او نيز مدت سى سال پادشاهى كرد * 19 و بعد از او ايالت اقاليم بر كيقباد مقرر شد ، چنان كه شرح آن داده شود .
--> ( 1 ) - ب : زوى . ج : زه . ( 2 ) - ج : الارجاع . ( 3 ) - ب و ج : - عليه السلام .