شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

181

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

حضرت آوردى و هركه را انياب نوايب به سموم هموم خسته كردى به ترياق اشفاق او تداوى « 1 » جستى . خستگان جفاى گردون را * سايهء عدل او دوا بودى تشنگان حرور حرمان را * شربت لطف او شفا بودى ناگاه روزگار جفاپيشه كه بر وفاى او كيسه نتوان دوخت و سپهر ستمكار كه بر دوستى او گره نتوان زد ، عنان مساعدت بگردانيد و عقد عهد بشكست و افراسياب را در معرض معارضه او آورد تا شست بىآزرمى را به مخاصمت او بگشاد و تير بيداد از كمان معاندت روان كرد و دندان طمع در ملك موروث و مكتسب فروبرد و ناگاه « 2 » با سپاهى انبوه شهاب رجم « 3 » و ثريا گروه و سيل نهيب و درياشكوه از نژاد ترك روان شد . ستاره جنبش و ياجوج فوج و دريا موج * زمانه بسطت و گردون توان و چرخ يسار و به يك ركضت به ايران زمين تاخت ، منوچهر چون از ورود فرسان و رجاله و هجوم عرمرم « 4 » * 39 در جراجهء سپاه او خبر يافت ، دل بر مقاومت بنهاد و مستعد و متشمّر بايستاد و لشكر بسيار به عدد قطرات امطار و اوراق اشجار از اقطار و امصار در ظل رايت او منتظم شدند و در كرت اول كه از جانبين مصاف دادند انهزام به حشم منوچهر راه يافت و تركان به زخم بيلك ديده‌دوز و ناوك سينه‌سوز با سواران و پيادگان عجم كارى كردند كه شرح آن جز به مشاهده راست نيايد و بيان آن بىمعاينه در حيز تقرير « 5 » نگنجد ؛ منوچهر بگريخت و به قلعهء طبرستان تحصن ساخت و آن قلعه‌اى است كه از شرفات آن ، سنبله فلك توان چيد و از غرفاتش زمزمه ملك توان شنيد . قلعة حصينة به نيت « 6 » من صخرة صمّاء على قلّة شمّاء * 40 در استحكام و استوارى آبروى سد سكندر برده و از كمال ارتفاع و بلندى ، دست در حمايل ناهيد « 7 » و كمربند دو پيكرزده :

--> ( 1 ) - ج : مداوا . ( 2 ) - ج : - ناگاه . ( 3 ) - اساس : زخم ( كه اصلاح شد ) ( 4 ) - اساس : فدم ؟ ( از نسخه ب و ج اصلاح شد ) . ( 5 ) - ب و ج : تحرير . ( 6 ) - ب : - به نيت . ( 7 ) - ب : - حمايل ناهيد .