شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

133

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

ذكر پادشاهى « 1 » ضحاك علوانى و « 2 » بيدادى او چو جمشيد از اين جنت‌آباد ، رخت * برون برد ، بگرفت ضحاك تخت * 1 قضا كرد ملك اقاليم سبع * مقرر به ضحاك مريخ‌طبع اساسى كه آن دشمن دين نهاد * نه بر وضع شاهان پيشين نهاد در ايام او اين سخن عام بود * كه ايام او شرّ ايام بود مشهور است كه ضحاك پادشاهى « 3 » پرخاشجوى و شهريار سفاك درشت‌خوى بود و سموم خشمى كه آب حيات را طبيعت آذر دادى و ژاله را در چشم ابر ، شعلهء اخگر ساختى . چون فلك « 4 » بر پير و جوان نبخشودى و چون اجل محتوم ، بر خرد و بزرگ ابقا نكردى . عزت ملك و نخوت پادشاهى و سطوت * 2 جبروت و شيطنت غرور ، طبع او را چنان بر لجاج باعث بودند كه به كفايت مصالح امور و موافقت ايام جمهور ، التفات نمىنمود و فرط كبريا و وفور عظمت و بلندى قدر و كمال حشمت « 5 » شيطان نفس بدفرماى ، او را بدان مىداشت كه از سمت جور و بيداد تعادى نمىجست . گويى از خشم خداى آفريده بود و به شير مقت * 3 و غذاى غضب او پرورش يافته ، گويى به شير خشم و غضب پروريده بود * وز عجب و شرّ و كبر و فساد آفريده بود

--> ( 1 ) - ج : سلطنت . ( 2 ) - ج : + حكايت . ( 3 ) - ب و ج : + بىباك . ( 4 ) - ب و ج : + مبرم . ( 5 ) - ب و ج : + و جلال رفعت .