شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

129

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

عتاب‌آميز شنيد كه : يا ذا الّذى ركب الفساد و عنده * انّى اسود اذا ركبت فسادا اضللت رايك ساهيا او عامدا * من ذا الّذى ركب الفساد فسادا * 53 به سمع قبول ننيوشيد و ندانست كه آنها كه به داهيهء دهيا گرفتار شدند و جان شيرين در كام اژدهاى « 1 » عنا نهادند ؛ سبب آن چه بود كه بر جادهء حزم و بيدارى نرفتند و در بدايت ، از شومى نهايت غافل گشتند و در اوايل از عواقب « 2 » نينديشيدند . و لو علموا ما يعقب البغى اقصروا * و لكنّهم لم ينظروا فى العواقب * 54 عاقبت‌بينى و پيش‌انديشى اندر كارها * مرد را از مكر دشمن خط آزادى دهد حزم را در هرمهمى پيشواى خويش ساز * تا چو اندر حزم باشى بار و بر شادى دهد و چون « 3 » خلق از درازى مدت و كثرت بيداد او به ستوه آمدند ، بارى عزّ و علا ، شداد بن عاد * 55 را بر آن داشت كه برادرزادهء خويش ضحّاك علوانى را با حشمى انبوه ، طوفان نهيب « 4 » دريا شكوه : افزون ز ذره در عدد و قطره در شمار * بيش از نجوم در فلك و قطره در بحار به قهر و قمع او بفرستاد و مغافصة « 5 » او را فروگرفت و مداخل و مخارج را به وى ببست و تنگتر از سمّ خياط * 56 كرد ، چون جمشيد از صولت لشكر و صدمت سپاه آگاه شد و دانست كه تاب مقاومت ندارد و با او قوت محاربت نيارد و امارات بخت منحوس و علامات طالع منكوس مشاهده مىكرد ؛ متحير و سرگشته شد و به هرجانب كه نظر انداخت و هرجا كه التجا مىساخت خود را خستهء اظفار عنا و مجروح مخالب فنا ديد . اذ اللّه لم يحرزك عمّا تخافه * فلا الدّرع منّاع و لا السّيف قاضب * 57 خداى كار چو بر بنده‌اى فروبندد * به هرچه دست زند رنج دل « 6 » بيفزايد

--> ( 1 ) - ب و ج + ثعبان بليات و تنين نكبات . ( 2 ) - ب و ج : اواخر . ( 3 ) - ج : - چون . ( 4 ) - ج : - طوفان نهيب . ( 5 ) - ج : مفاوضة . ( 6 ) - ج : - دل .