شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
116
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
ذكر پادشاهى « 1 » جمشيد و قضاياى او چو طهمورث از ملك بربست رخت * مقرر به جمشيد شد تاج و تخت جهاندار جمشيد فرخ سرشت * بياراست گيتى چو باغ بهشت نخستين كه در ملك بگشاد دست * در فتنه بر خلق « 2 » عالم ببست ز اندرز طهمورث پاك راى * برون يك سر موى ننهاد پاى به هركار و هرجا كه آهنگ داشت * نظر بر وصاياى هوشنگ داشت اتفاق اهل تاريخ چنان است كه جمشيد برادرزاده طهمورث بود * 1 چون نور در ديده دولت و مانند واسطه در عقد مملكت : كسواد العين فى بياضها * 2 محلى مرموق يافت و در دايرهء تمكين و حشمت كالنّقطة على الخطّ و الخال على الخدّ ، * 3 سمت شايستگى گرفت ؛ اساس بأس و هيبت ممهّد گردانيد و مبانى عدل و انصاف ، مشيّد و رعايا و زير دستان را بر منهاج معدلت بداشت و رسوم تعدّى و آثار تقلّب از روى جهان محو كرد ؛ لاجرم روزبهروز امداد نصرت و پيروزى و حشمت و فرمانروايى متصل شد و از ابناى روزگار به كفايت و شهامت و درايت و صرامت * 4 چون ديده ، بر سر آمد و حق عزّ شأنه در شان او معجزهء : وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي * 5 اظهار كرد و « 3 » دلها بر مهر و محبت او قرار گرفت و ولاى او در ضماير متمكن شد و در سن جوانى و كودكى به تجارب پيران كار ديده شهرت يافت . حدث يوقّره الحجى فكانّه * اخذ الوقار من المشيب الكامل
--> ( 1 ) - اساس : حكايات پادشاه جمشيد . ج : ذكر سلطنت جمشيد و قضايا و حكايات او . ( 2 ) - ج : روى . ( 3 ) - ج : - واو .