شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
مقدمه 16
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
نمونههاى برجسته اين ويژگى در تاريخ جهانگشاى جوينى ديده مىشود . در بعضى از عبارات اين كتاب رشته كلام بهگونهاى ترتيب داده شده كه بيان قسمتى از معناى نثر به آيهاى از قرآن واگذار شده و آيه طورى در عبارت به كار رفته كه اگر آن را از متن برداريم ؛ معنى ناقص و ناتمام مىشود . تاريخ نويسى در عهد ايلخانان يكى از بزرگترين ويژگيهاى ادبى و فرهنگى عهد ايلخانان را فن تاريخنويسى دانستهاند ؛ چون در هيچ دورهاى تاريخنويسى تا اين حد پيشرفت نكرده و آثارى به عظمت و اهميت كتابهاى تاريخى اين روزگار بوجود نيامده است . البته نمىتوان كتابهاى تاريخى پرارزش دوره سامانيان و غزنويان و سلجوقيان را ناديده گرفت ، اما دوره مورد بحث ، اين امتياز را دارد كه در زمانى كوتاه ، عظيمترين و مهمترين آثار تاريخى را به عالم ادبيات تقديم كرده است كه از آن جمله تاريخ جهانگشاى جوينى ، جامع التواريخ رشيدى ، تاريخ وصاف و تاريخ گزيده حمد الله مستوفى را مىتوان نام برد . مرحوم علامه قزوينى در مقدمه تاريخ جهانگشا در اينباره چنين آوردهاند : « از اقل نتايج و اهون آثار استيلاى مغول بر ايران ، آن بود كه علم و ادب در آن سرزمين در عهد ايشان به منتهى درجه انحطاط و تنزّلى كه ادبيات يك مملكت ممكن است بدان درجه رسد ، رسيد و كسانى كه اندكى به علوم و ادبيات اسلاميه آشنا باشند تفاوت درجه فاحشى را كه ما بين كتب و تآليف قبل از استيلاى مغول و كتب و آثار بعد از آن نمايان است ، البته ملاحظه كردهاند . . . معهذا كلّه ، غريب آن است كه يك شعبه مخصوصى از ادبيات يعنى فن تاريخنويسى در عهد مغول رواجى تمام گرفت و ترقى عظيم نمود و كتب نفيسه از بهترين كتب تاريخيه كه تاكنون به زبان پارسى نوشته شده است در آن تأليف شد . ازقبيل همين كتاب يعنى تاريخ جهانگشاى لعلاء الدين عطا ملك الجوينى كه در حدود سنه 658 تأليف شده و تاريخ كبير عديم النظير موسوم به جامع التواريخ ، لرشيد الدين فضل الله وزير غازان و اولجايتو كه در حدود سنه 710