شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
72
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
حكم قضا و امر شهنشاه تواماند * هرجا كه مىكشند عنان هردو باهماند پس شرط خدايگان مملكت و رسم قهرمان سپاه و رعيت آن است كه در امور مصالح جمهور بىحجّتى قاطع و دليلى ساطع و بيّنتى « 1 » روشن هيچ حكم به امضا نرساند و بىتامل و امعان * 29 و تدبّر و ايقان ، پروانه و فرمان ندهد كه خردمندان گفتهاند ؛ لمصنفه « 2 » : نباشد پسنديدهء عقل و شرع * كه بىبينت « 3 » شاه فرمان دهد كه همچون مضاى قضا ، حكم او * گهى جان ستاند گهى جان دهد وصيت ديگر آن است كه از موافقت و مطابقت اصحاب اغراض ، دامن احتراز درچيند كه صاحب غرضان از سر دعوى بىمعنى ، پيرامن الفت و صداقت گردند و از راه مجاز به كوى حقيقت آيند و عقد محبّتى و مودّتى [ مثل : « 4 » إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ * 30 درپيوندند ] چنان كه دانى ، و كان ما كان ممّا لست اذكره * فظنّ خيرا و لا تسال عن الخير * 31 و غايبانه حسدا من عند انفسهم * 32 جواهر حسنات را در رشته سيآت كشند و فعل جميل و كردار نيكو را در كسوت قبيح و صورت زشت بيرون آرند ، لمصنفه « 5 » : مده راه ، صاحب غرض پيش خويش * به ناخن مكن سينهء خويش ، ريش كه او جمله نيرنگ و مكر و فن است * برون دوستدار و درون ، دشمن است وصيّت ديگر آنكه ارباب فسق و فجور را ماليده و مزجور * 33 دارد و شرير و مفسد را منكوب * 34 و مقهور دارد و دفع دزدان و راهزنان و شرّ فتّان و جامه كن از معابر و مراصد و مناهج و مسالك « 6 » ، مستدعى « 7 » حفظ منازل و نظم ممالك داند . پادشاهان سختكوش به جور * نامشان چيست ؟ سست بنيادان
--> ( 1 ) - ب : بينى ج : نيتى . ( 2 ) - ب و ج : - لمصنفه ( 3 ) - ج : نيت . ( 4 ) - اساس : ندارد . ( 5 ) - ب و ج : ندارد . ( 6 ) - ب و ج : + كردن ( 7 ) - ب و ج : + تمشيت امور و . . .