كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
693
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
كه ميرزا علاء الدوله كه به جانب گرمسير رفته بود مراجعت نموده و لشكر بسيار و سپاهى بىشمار به او پيوستهاند . ميرزا سلطان محمد با مخصوصان مشورت نموده فرمود كه مردم خراسان در اصل خواهان ميرزا علاء الدولهاند و لشكر ما ويران شد و او در هرات سلطان گشت . مصلحت آن است كه ما آوازه دراندازيم كه ميرزا عبد اللطيف با سى هزار سوار برسبيل ايلغار به هرات آمده تخت را در تحت ضبط آوردند . ميرزا سلطان محمد را به سبب اين حوادث در خراسان امكان توقف نماند . امراى خراسان كه با او بودند به محاصرهء قلعهء عماد فرستاد و همراه صبا و شمال رو به راه عراق نهاد « 132 » و چون امراى خراسان به خدمت ميرزا ابو القاسم بابر پيوستند همه را انعام و اكرام و توقير و احترام فرمود و ولايات به رسم سيورغال كرم نمود . و ميرزا علاء الدوله كه از طرف گرمسير آمده بود ، چون خبر يافت كه ميرزا سلطان محمد به عراق رفت ، رايت دولت برافراخت و طنطنهء سلطنت در اطراف مملكت انداخت و در دار السلطنهء هرات به خاطر جمع اقامت نمود و به دولت و سعادت روزى چند در آن خطه بود . ناگاه مصرع آوازه درافتاد كه بابر آمد لشكريان كه طباع ايشان بل نوع انسان بر بىوفايى مجبول انداز هر طرف رو به گريز آوردند . ميرزا علاء الدوله حصار اختيار الدين را به مولانا نظام الدين احمد يساول داد و روى به جانب ولايت بلخ و شبرغان نهاد و آنجا سپاه فراوان جمع آورده عازم تسخير دار الملك سمرقند شده بود چنانچه شرح آن خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى . و ميرزا ابو القاسم بابر عازم هرات شد .
--> ( 132 ) . به قول دولتشاه ص 410 ، ميرزا سلطان محمد از راه چهار رباط و يزد آهنگ عراق نمود .