كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
676
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
بىسرانجام گذرانيد . ذكر نهضت ميرزا سلطان محمد « 107 » به جانب خراسان و تسخير آن مملكت به عنايت ملك مستعان ميرزا سلطان محمد را پيوسته هواى تسخير مملكت خراسان مكنون ضمير منير و مخزون خاطر خطير بود و به واسطهء ضرورت ملكى و مهمات كلى آن معنى در حجاب انتظار مانده اين صورت در نقاب استتار روى نمىنمود و سرداران ممالك عراق مثل ملك كيومرث « 108 » و اتابكان لرستان شاهزاده را سر تسليم و گردن انقياد نمىنهادند و به زبان سركشى پيغام مىدادند كه ما تابع پادشاهيم كه سرير سلطنت شاهرخى مستقر دولت او باشد و چون منشاء و مولد ميرزا سلطان محمد دار السلطنهء هرات بود و ميرزا الغ بيك كه وارث حقيقى بود به ضرورت عزيمت مملكت ماوراء النهر نمود ، ميرزا سلطان محمد احوال ممالك فارس و عراق مضبوط ساخته داعيهء فتح خراسان دامن همت او گرفت و عزم تسخير آن ولايت زيادت شد و از ممالك عراق و فارس چون شيراز و اصفهان و لرستان و شولستان و يزد و كرمان و قم و كاشان و آوه و ساوه و رى و سمنان و دامغان لشكرى گران و سپاهى بىكران مرتب ساخت و رايت عزيمت برافراخت و از بسطام گذشته ايلچى پيش برادر فرستاد و از آمدن خويش آگاهى داد . ميرزا ابو القاسم بابر چون از توجه برادر وقوف يافت و پرتو اين خبر بر خاطر انور او تافت فرمان داد كه دليران ميدان جنگ و شيران بيشهء نام و ننگ و مردان روزگار و صفدران روزگار از اطراف و اكناف خراسان ، از سرحد سيستان تا مرو و
--> ( 107 ) . وى پسر ميرزا بايسنغر بود . در حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 161 به بعد احوال او را به اختصارى مفيد آورده است . ( 108 ) . به ظاهر مراد از كيومرث بن بيستون باد و سپانى است كه در سنهء 807 بر تخت نشست . ر ك به زامباور ص 191 .