كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

655

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

شهباز آرزوى سلاطين كامكار در هواى تسخير آن قلعهء نامدار پرواز كرده و بعد از سعى بسيار عاجز و مأيوس بازگشته و ميرزا علاء الدوله در زمان حضرت خاقان سعيد آن قلعه را عمارت فرمود و نقود و جواهر وافر و نفايس اجناس بىحدّ و قياس به آن‌جا نقل كرده بود به تخصيص درين ايام كه عزم محاربهء ميرزا الغ بيك نمود . ميرزا الغ بيك چون دانست كه تسخير آن قلعه به حيله و تدبير صورت پذير نيست بل گشاد آن باز بستهء تقدير است امرا را كه به آن طرف فرستاده بود حكم معاودت فرمود و رايات ظفر نشان عازم النگ « 75 » رادكان گشت و در چهارباغ رادكان چند روز توقف نموده اعلام به اوج ثريا ارتفاع يافت . و در آن مقام ايلچى ميرزا ابو القاسم بابر آمده تحف و هدايا گذرانيد و به قبول خطبه و سكه نقد اخلاص خود را تمام عيار گردانيد و ميرزا الغ بيك اظهار عنايت و عاطفت پادشاهانه فرمود و فرستاده را به واجبى نواخته اجازت مراجعت فرمود و به تعجيل تمام در عقب ايلچى روان شد و تا ولايت اسفراين عنان عزيمت باز نكشيد * و مدت بيست روز در ظاهر آن قصبه سايه‌بان ظل الهى بازكشيد و ميرزا عبد اللطيف و ميرزا عبد اللّه شيرازى را با غلبهء تمام به جانب ولايت بسطام فرستاد و فرمود كه ميرزا سلطان عبد اللّه به ولايت استراباد درآيد و آثار تسلّط و اقتدار به مازندرانيان ديوسار نمايد و هر دو شاهزاده به موجب فرموده كاربند شدند و ميرزا الغ بيك تا پل ابريشم فرموده معاودت نمود . و ميرزا عبد اللطيف در سرحد بسطام مقام داشت . چون از معاودت پدر وقوف يافت او نيز بىتوقف بازگشت و به حقيقت معاودت ميرزا الغ بيك از پل ابريشم موجب ظهور ضعف و قصور و سبب عجز و فتور لشكر منصور شد و چون در كارخانهء تقدير مقرر و مقدر بود كه ميرزا ابو القاسم بابر چند سال به سعادت و اقبال در مملكت خراسان و جرجان و ساير ولايات سلطنت به استقلال خواهد فرمود صورت معاودت ميرزا الغ بيك در آيينهء زمانه روى نمود والّا از روات ثقات منقول است كه

--> ( 75 ) . به معنى سبزه‌زار و مرغزار .