كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
649
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
بيت « 66 » چو لشكر به لشكر برآميختند * قيامت ز گيتى برانگيختند سپاه از دو سو بر سربارگى * بجنبيد لشكر به يكبارگى ستيز دو لشكر چو از حد گذشت * زمانه يكى را ورق درنوشت و از طرفين سعى و كوشش بسيار نمودند و بيش از حدّ و شمار در مقام كشش يكديگر بودند . ميرزا علاء الدوله در آن واقعهء صعب صبر و تحمل تمام پيش برد و تا نم قوت در جگر توانايى داشت پاى ثبات و قرار بيفشرد و عاقبت عنايت ربّانى و عاطفت آسمانى ميرزا الغ بيك را مظفر و منصور ساخت و رايت نصرت او را برافراخت و سپاه خراسان ترسان و هراسان مصرع به يكبار از هم فروريختند جمعى بر اثر الفرار فى وقته ظفر رفتند و فوجى دست ناتوانى در نطاق الفرار مما لا يطاق زدند و ميرزا علاء الدوله چون ديد كه عنان اختيار از دست رفت و لشكر از پا درآمد به اشك غيرت و آب حسرت دست بخت از تاج و تخت شسته و دل از مملكت و پادشاهى برداشته مصرع عنان بارهء تيزتك را سپرد و تا مشهد مقدس در هيچ مقام آرام ننمود و به اخلاص تمام زيارت حضرت امام عليه التحية و السلام فرمود و به قلعهء عماد رفته « 67 » خزاين گشاد و اموال فراوان به هركس داد و از آنجا عازم استراباد شد و در ولايت خبوشان به اميرزاده ابو القاسم بابر ملاقات كرده و برادران يكديگر را كنار گرفته ميرزا ابو القاسم بابر دلجويى تمام نمود و فرمود كه ملك و مال و لشكر دريغ نخواهد بود .
--> ( 66 ) . خمسهء نظامى ( شرفنامه ) . ( 67 ) . اين قلعه مذكور است در دولتشاه ص 433 .