كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

644

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

مصرع واى نعيم لا يكدّره الدّهر ذكر محاربهء ميرزا الغ بيك گوركان و ميرزا علاء الدوله در خراسان شعر و من عادة الأيام تحريك ساكن * و تفريق مجموع و تنقيص مشتهى مملكت خراسان روزى چند به سبب واقعهء حضرت خاقان سعيد آشفته گرديد . امّا باز به حسن اهتمام ميرزا علاء الدوله به غايت آبادان شد و رعيت را رفاهيّت تمام حاصل گشت و گنجهاى جهان در اطراف آن ممالك پريشان شد و سبب جمعيت عالميان گشت و زمانهء غدار بر آن روزگار حسد برد و كار سلطنت بر شرف انتقال و احوال مملكت در معرض انقلاب افتاد . مفصّل اين مجمل و محصّل اين محتمل آن است كه ميرزا الغ بيك اكبر اولاد حضرت خاقان سعيد بود بلكه غير او پسرى ديگر نمانده بود و پيوسته او را در ملك موروث داعيهء تمكن و استيلا و انديشهء تسلط و استعلا دامن همّت عالى مىگرفت و به واسطهء هرگونه مصلحت آن صورت در پردهء توقف مىبود و در وقتىكه با ميرزا علاء الدوله مصالحه فرمود و مقرّر چنان بود كه ميرزا عبد اللطيف را با نوكران و هرگونه تحف و نفايس پيش ميرزا الغ بيك فرستد و شرايط تعظيم به‌جاى آورد . ميرزا علاء الدوله اگرچه ميرزا عبد اللطيف را روان فرمود ، به شروط ديگر وفا ننمود و نوكران ميرزا عبد اللطيف را به قتل آورد و از خزانه آنچه موعود بود وجود نگرفت و در آن زمان كه ميرزا علاء الدوله به طرف بلخ رفت انواع خرابى و غارت از لشكر او در آن ولايت ظاهر شد . بنابراين مقدمات ، اسباب محاربه دست درهم داد و بسى سرها چون كار بىتدبير او در پا افتاد و اموال جهانى پرداخته و خاندانها برانداخته شد و از خونها جويها بر صفت ناموس كرم و رونق وفا و آبروى هنر برباد رفت و ميرزا الغ بيك عزم جانب خراسان جزم فرمود و با سپاهى چون ادوار فلك بىنهايت و