كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
612
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
حضرت خاقان سعيد پيش از يورش عراق او را به هرات آورده حبس فرمود و بعد از واقعهء آن حضرت ، ميرزا علاء الدوله او را بيرون آورده محترم ساخت و او بر جمازه سوار شد عازم عراق شد ، درين محل به ميرزا سلطان محمد پيوست و ملايم مزاج اشرف آمد و خدمت شيخ به سبب كينهء ديرينه كه در خاطر از شيرازيان داشت به سعى تمام باعث انتقام گشت و ميرزا سلطان عبد اللّه چون از اين حال آگاه شد ، لشكرى بىقياس از اطراف مملكت فارس جمع آورده به عزم مقابله و قصد مقاتله از شيراز بيرون آمد و مسالك آن ممالك محكم ساخته و مضبوط داشته چند روز آن دو لشكر در برابر يكديگر از ماوراى قلال جبال روز گذرانيد و درين ولا ، امير حاجى محمد قناشيرين از جانب كرمان با لشكر فراوان رسيد و در سلك بندگان منتظم گرديد و مواد شوكت ميرزا سلطان محمد ازدياد يافت . بيت دو لشكر برابر شد آراسته * شد از هر طرف بانگ برخاسته « 10 » دو بحر از دو سو در خروش آمده * دو درياى آتش به جوش آمده عاقبة الأمر به وقت صبح كه سلطان مالك رقاب آفتاب رايت نور برافراشت و به عزم جهانگشايى تيغ شعاع جهان اقطاع برداشت و سبز خنگ تيز رفتار در قفاى منهزمان ثوابت و سيار برانگيخت و سيمرغ زرين بال آتش منقار بر بالاى كوه قاف برآمد و زاغ شب از بوم جهان بگريخت ، قراولان ميرزا سلطان محمد محل يافته بر فراز كوه برآمدند و كار از آن گذشت كه به تدبير و حيله روزگار گذرانند . شكل مصاف و پيكر پيكار پديدار گشت . بيت خروش كوى و بانگ ناى برخاست * زمين چون آسمان از جاى برخاست
--> ( 10 ) . خمسهء نظامى ( اسكندرنامه ) ص 137 : شد آزرمها پاك برخاسته