كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

713

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

اركان دولت و اعيان حضرت را به استقبال فرستاده شرايط تعظيم و اجلال به‌جاى آورد و چون به مجلس همايون درآمد آن پادشاه نيك اخلاق از سرير سلطنت برخاسته پيش آمد و جناب شيخ الأسلام را به تعظيم تمام كنار گرفت و بر بساط قربت نشانده به زانوى ادب پيش آن جناب بنشست و اخبار ماوراء النهر استفسار نمود و خدمت خواجه را نواختى به واجبى فرمود و اعلام ظفر اعلام عازم ولايت قوس و زيارت بسطام شد و در النگ بسطام و خرقان سراپردهء نصرت نشان تا به اوج آسمان و به ذروهء كيوان برآمد . ذكر محاربهء ميرزا سلطان محمد و ميرزا ابو القاسم بابر و قتل ميرزا سلطان محمد در موضع چناران ميرزا سلطان محمد از آن زمان كه از ولايت طوس و مشهد به طرف عراق و فارس رفته بود روز و شب در تدبير تسخير مملكت خراسان اهتمام تمام مىنمود و پيوسته آهنگ جنگ راست مىساخت و در تدبير مخالف نواى ساز راه در فارس و اصفهان مىنواخت و در مقام آن بود كه چهرهء مراد در آيينهء مقصود به چه وجه روى نمايد و به كدام منصوبه مهرهء اميد از ششدر غم بيرون آيد ، بنابر عزم يورش خراسان تواچيان لشكرهاى فارس و عراق و شولستان و لرستان را جار رسانيدند كه به بلجار مقرر در موضع معين جمع آيند و در بلدهء قم تغار ريختند و در سال گذشته گذشت كه اردوى ميرزا سلطان محمد در ولايت طوس ويران گشت و دستور اعظم خواجه غياث الدين پير احمد چون به مملكت فارس رسيد رخصت يافته متوجه بيت اللّه گرديد و در آن موضع متبركه به عذر ايام گذشته قيام نمود و روى نياز بر درگاه بىنياز سود و ميرزا سلطان محمد امير نظام الدين احمد ولد جلال الدين فيروزشاه را به امارت ديوان اعلى بازداشت و ضبط ممالك و مهمات ديوانى را به عهدهء كاردانى او باز گذاشت و هماى رايت سعادت طراز از دار الملك شيراز به هواى تسخير اصفهان در پرواز آمد و موكب ظفرنشان به دار الأمان اصفهان رسيد و ميرزا ابو القاسم بابر در ولايت بسطام