كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
609
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
قران سعدين روى نمود و شكر مواهب الهى به ادا رسانيد و به شكرانه مستحقان را شادمان گردانيد و اطراف لشكر از چپ و راست به خوبتر صورتى برآراست . قبهء بارگاه از ذروهء مهر و ماه گذشته و ذيل شادروان بر ايوان كيوان فروهشته تخت بخت بر فرق مشترى نهاده و متكاى دولت از اطلس زربفت آفتاب ترتيب داده بر سرير سلطنت نشست و اطراف مجلس به امراى كبار و بهادران نامدار زينت يافت و فرمان فرمود كه ميرزا عبد اللطيف را از جانب چپ درآورند كمرش از ميان گشاده و بلا و محنت روبهرو نهاده پيش تخت سلطنت رسيد و ميرزا علاء الدوله در كمال سلطنت و عظمت پرسيد كه چرا با مادر خود اين بديها كردى . شاهزاده جواب گفت : من بد كردم . تو نيك كن تا وفا بينى . ميرزا علاء الدوله خط امان بر صحيفهء خطا و قلم عفو بر جريدهء جريمهء او كشيد و خرگاهى خاص جهت او تعيين نمود و مستحفظان مقرّر فرمود . و اعلام ظفر اعلام از سعدآباد جام به طالع سعد و فال همايون عازم دار السلطنهء هرات شد و در مستقر دولت و مركز دائرهء خلافت نزول اجلال فرمود . سادات و موالى و مشايخ و اهالى مراسم دعا و ثنا و شرايط نثار و نياز به جاى آوردند و ميرزا عبد اللطيف در حصار اختيار الدين محبوس شد . بيت شمشير خوب را نبود باك از غلاف * آيينه را چه عيب ز آيينهدان بود و نعش مغفرت مآب را به آيين پادشاهى و يوسون شاهنشاهى در مدرسهء مهد عليا در گنبد خوابگاه ميرزا بايسنغر مدفون ساختند . شعر فيا دافنيه فى الثرى انّ لحده * مقّر الثّريا فادفنوه على علم