كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
699
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
چون يوسف از حضيض چاه به اوج جاه برآمد . بيت عزيز مصر به رغم برادران غيور * زقعر چاه برآمد به اوج جاه رسيد و كارى كه چون ركاب در پا افتاده بود عنانوار در قبضهء اختيار آمد و روزگار به زبان حال مىگفت : بيت منت خداى را كه همايون و كامياب * از عقدهء كسوف برون آمد آفتاب منت خداى را كه ز تأثير فال سعد * از مركز محاق برون رفت ماهتاب و از آنجا كه علو همت و رفعت منقبت او بود ، با وجود بدايت حال و افتتاح ابواب دولت و اقبال ، به سلطنت بخارا قناعت ننمود و روى همت عالى به صوب تسخير سمرقند آورد و ميرزا سلطان عبد اللّه نيز عزم رزم فرموده از طرفين آهنگ مقابله و مقاتله كردند و ميرزا سلطان عبد اللّه در آن ايام خزاين سمرقند گشاده بود و اموال جهان بر لشكريان قسمت فرمود و به مقناطيس زر و سيم خواطر خواص و عوام جذب كرده لشكر عظيم گرد آورد و چون آن دو لشكر به هم رسيدند و زبان سنان شعله به آسمان كشيد و مبارزان بر يكديگر تاختند و به الماس تيغ سرسركشان انداختند ، ميرزا سلطان عبد اللّه غالب آمد و ميرزا سلطان ابو سعيد رو به راه بل به فضل إله آورد و مدتى در اطراف و نواحى به سر مىبرد تا آن زمان كه نافذ فرمان شد چنانچه شرح آن آيد ان شاء اللّه تعالى . و ميرزا سلطان عبد اللّه شكر مواهب الهى بهجا آورد و از سر عقيدت درست و اعتقاد پاك مراسم حمد و ثنا به ملأ اعلى و معتكفان عالم بالا رسانيد و درين اثنا به سمع شريف ميرزا سلطان عبد اللّه رسيد كه ميرزا علاء الدوله در ولايت حصار لشكر بسيار جمع آورده عزم رزم و آهنگ جنگ دارد و سابقا مذكور شد كه ميرزا