كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

59

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

و فتحنامه‌ها به اطراف ممالك در پرواز آمد و آوازهء اين فتح همايون در بلاد ربع‌مسكون داير و سائر شد و سيّد عزّ الدين هزاره‌جريبى كه از كبار سادات به مكارم صفات امتياز داشت و خاندان ايشان هميشه در مقر عزّ خود به حكومت و دارايى رعيت آن ولايت متعين برادر خود را به ملازمت فرستاده پيشكشهاى مناسب به عرض رسانيد و در مجموع آن ولايات سكه و خطبه به نام و القاب همايون مشرف گشت . و مولانا جلال الدين لطف اللّه صدر كه در آن زمان سرآمد صدور جهان بود به رسم رسالت عازم ولايت سارى شد و شرايط رسالت به‌جاى آورده حاكم آن‌جا مرتضى اعظم رضى الدين سيد مرتضى عهد و پيمان مؤكد به ايمان ساخت كه مدة العمر سر از خط فرمان برندارد و خدمت مولوى را رعايت بسيار فرمود و همچنين مولانا صدر الدين ابراهيم صدر به هزاره‌جريب پيش سيد عزّ الدين رفت و ايشان نيز آداب ايلى و انقياد به‌جاى آوردند . مصرع زود باشد كه جهان جمله شود تابع او ذكر تفويض ممالك مازندران به جانب ميرزا عمر بهادر و ولايت خراسان به ميرزا الغ بيك گوركان چون ممالك مازندران مفتوح و مستلخص شد ، ايالت و حكومت آن ولايت به جانب ميرزا عمر بهادر مفوّض گشت و زمام حل و عقد و عنان قبض و بسط آن نواحى به ربقهء اختيار و قبضهء اقتدار نواب ميرزا عمر گذاشته تمام ولايت گرگان و دهستان و استراباد و دامغان به جانب شاه مومى اليه سپرده آمد و اسباب سلطنت او مهيا داشته امراى شجاعت پيشهء ضرغام انديشه در سلك ملازمت او منتظم شد و حضرت خاقان سعيد نصايح پادشاهانه و آداب خسروانه فرموده گوش هوش او را به لآلى مشفقانه گران گردانيد و چون خاطر خطير از آن خطب كبير فراغت يافت عنان جهانگشاى به صوب مملكت خراسان تافت .