كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
10
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
سلطنت حجتش بذل . آفتاب فضل او بر خشك و تر تابان و ابر احسان او بر بحر و برّ باران . تا تخت سلطنت به فر طلعت سلاطين فروغ يافته آفتابى به اين سعادت از اوج سپهر خلافت نتافته . نظم خاقان اعظم كاسمان بوسد زمينش هرزمان * بر فر و فرقش فرقدان اعلام اعلا داشته جمشيد افريدون علم ، اسكندر دارا حشم * ايران و توران بود كم شرقا و غربا داشته خورشيدطلعت ماهرخ ، خاقان عالم شاهرخ * بر راه او صد راه رخ شاهان و الا داشته حضرت خاقان سعيد ، معين الخلافة و السلطنة و الدّنيا و الدّين شاهرخ بهادر كه خلف صدق حضرت صاحبقران قطب الدولة و الدّين امير تيمور گوركان و قرة العين آن شهنشاه عالمستان بود ، سرير سلطنت جهان را به فرّ ذات همايون صفات مشرف ساخت و آفتاب معدلت او سايهء سعادت بر سر جهانيان انداخت و آن حضرت اركان دولت و اعيان حضرت را به عواطف پادشاهانه و عواطف خسروانه اختصاص فرمود و همه را به غايات عنايات خاطرجويى نمود و احكام همايون خبر مصحوب مردم دانشور به اطراف ممالك بحر و بر در طيران آمد و حكام ولايات انقياد احكام جهانمطاع نمود ، شرايط اطاعت به ظهور آوردند و عازم درگاه جهانپناه شده در سلك خدام انتظام يافتند و رقاب سروران جهان و سرهاى سرفرازان دوران در طوق اطاعت و حلقهء عبوديت آمد و خاك درگاه اشرف بوسه جاى صناديد ايران و توران شد و بساط بارگاه همايون سجدهگاه حكام عراق و خراسان گشت و بلاد خراسان تا سيستان و مازندران تا آبآمويه به دستور زمان حضرت صاحبقران در قبضهء اقتدار نواب كامكار قرار يافت و خطبه و سكه به نام و القاب همايون زيب و زينت گرفت