كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
1056
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
گشادند و بسيارى رويها سياه ساخته و نمدها در گردن انداخته « 1 » صورتى روى نمود كه گفتى هنگام وقوع فزع اكبر بود . بيت عالمى مرد و زن به ماتم شاه * همه چون ماه در لباس سياه و الحق جاى آن بود كه از دود آه جهان كبود و سياه گردد . بيت افلاك را پلاس مصيبت بساط گشت * و اجرام را وقايهء ظلمت حجاب شد امّا چون فرمان قهرمان كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ « 2 » به عنوان كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ « 3 » جارى است بر كبير و صغير و عالى و دون إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ . « 4 » مصرع آرى بود رضا به قضا كار كاملان و اللّه المستعان . ذكر تتمهء داستان شاهزادگان و امرا به جانب بخارا شاهزادگان و امرا كه عازم بخارا شده بودند ، نزديك حصار ، دبوسى رسيده « 5 » قاصدى از طرف سمرقند آمد و از خواجه يوسف و ارغونشاه نامه آورد مشتمل بر سلام
--> ( 1 ) . ظف : « خانزاده و رقيه خانيكه و خواتين شاهزادگان و امرا كه در شهر بودند و زنان اشراف و اعيان مملكت موى گشاده و روى سياه كرده و نمد در گردن انداخته همه جمع آمدند . » ( ايضا ) . ( 2 ) . سورة الرحمن 26 . ( 3 ) . القصص 88 . ( 4 ) . البقرة 156 . ( 5 ) . ظف : روز جمعه بيست و پنجم ماه مبارك رمضان ( ج 2 ص 502 ) .