كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

1039

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

اندوه خلايق استيلا يافت و ضعف قوّت گرفته قوّت ضعف پذيرفت . آن حضرت به يقين دانست كه حال ديگرست و گريبان جان در قبضهء قضا و قدر . « 1 » نخست به تيغ توكّل قطع علايق خلايق كرد و به نيّت درست روى نياز به درگاه خالق آورد و به طريق نصيحت و شيوهء وصيت با خواتين و شاه‌زادگان و نويينان كه حاضر بودند فرمود كه ما را به نور يقين و ديدهء حقيقت‌بين روشن است كه ازين مرحلهء فانى به منزل باقى نقل خواهيم كرد و ازين غار مردم‌خوار به جوار ملك غفّار پيوست و الموت شريعة لكل وارد لا يطّلع عليه واحد الّا بعد واحد و از من به سبب تسخير بلاد و ديار جرايم بسيار در وجود آمده امّا عرصهء لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ « 2 » وسيع است و درگاه تُوبُوا إِلَى اللَّهِ « 3 » به غايت فسيح و توبهء نصوح نموده فرمان فرمود كه مجموع آلات مناهى و ادوات ملاهى را در هم شكستند و فرمود كه مىخواستم كه در تمشيت نيّت جهاد و تقويت عزيمت غزا ، با ايل كفار و عناد ، شروع نمايم . عمر وفا نكرد . مصرع و كم فى حجاب الارض من حسرات و اميد به رحمت آفريدگار واثق است و صبح امل صادق كه به اشارت با بشارت نية المؤمن خير من عمله از احراز آن مثوبت بىنصيب نمانم . اكنون پناه به درگاه آله بردم و شما را به لطف او سپردم و روح مرا به فاتحة و تكبير شاد گردانيد و جان مرا به فرياد و فغان مرنجانيد و فرزندان را فرمود كه در باب مصالح ممالك به اتفاق سعى نماييد و قبضهء تيغ شجاعت را به دست جلادت محكم گيريد و از حال رعايا و زيردستان غافل مشويد و هرچه نه صفت نصفت و عدل داشته باشد به حوالى خاطر راه مدهيد تا درين جهان شجرهء جهان كامى به آب نيكنامى نيك‌نامى باشد و

--> ( 1 ) . ظف : « و چون قواى دماغى از اول تا به آخر به سلامت بود ، چنانچه به نفس مبارك با وجود زحمتى چنان به پرسش احوال لشكر و نسق آن مشغول مىشد ، به رأى صايب دريافت كه مرض قابل علاج نيست . دل بر وقوع حادثهء ضرورى نهاده . . . » ( ج 2 ص 465 ) . ( 2 ) . سورة الزّمر 53 . ( 3 ) . التّحريم 8 .