كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

1007

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

ايوان كيوان رسانيده و رواق فيروزه را از خاك فيروزكوه جزع فام گردانيده در اطراف و جوانب ساز جنگ ساختند و گورگه زده سورن انداختند و در حملهء اول ، شهر بند و شهر ايشان را با زمين هموار كرده روى به تسخير قلعه آوردند و يك برج قلعه كه در دامن كوه بر سر رودخانه‌اى بنا كرده باروى آن را تا بالا برآورده بودند و مردم قلعه آب از آن‌جا برمىداشتند ، دلاوران نامدار آب را از پاى كوه بگردانيدند و آنچه باقى ماند پليد و ملوّث گردانيدند و منجنيق و ديگر اسباب قلعه‌گيرى مرتّب شد . اهل قلعه را از صلابت لشكر ظفر شعار دست و دل از كار رفته دانستند كه اگر از تيغ آن حضرت امان نجويند ، دست به خون خود شويند . به ضرورت سرداران قلعه ، از اوج غرور به حضيض عجز و قصور آمده ، عفو شامل آن حضرت را شفيع ساخته مرحمت پادشاهانه همه را خلعت پوشانيده بازگردانيد و پسر اسكندر و كلانتران قلعه نيز با تيغ و كفن بيرون آمدند و آن حضرت از جرايم و زلّات ايشان نيز گذشته همه را به عنايت رعايت فرمود و لشكر فيروزى اثر به قلعه درآمده ساكنان آن‌جا را با كوچ بيرون آوردند و عاشر ماه مذكور فتح قلعهء فيروزكوه به فيروزى ميسر گشت و چنان قلعه به يك روز مسخر « 1 » شد و آن حضرت كوتوالى قلعه را به امير زنگى تونى داد و حضرات عاليات سراى ملك خانم و تومان آغا و شاهزادگان اميرزاده الغ بيك و اميرزاده ابراهيم سلطان و باقى مخدوم‌زادگان را ، از راه سلطان ميدان ، به جانب سمرقند فرستاد و در بسطام آغرق اميرزاده شاهرخ ، از راه نشابور ، عازم هرات شده آغرق بزرگ به راه جاجرم و اسفراين به جانب سمرقند عزيمت نمودند . مصرع عزيمت نمودند با كام دل ذكر عزيمت حضرت صاحب‌قران به جانب چلاو و شرح آن بعد از فراغ از فتح آن قلعهء نامدار ، رايات نصرت شعار ، يمن بر يمين و يسر بر يسار ، هادى ظفر در قلب ، طاير نجاح بر جناح ، عنان عزيمت به صوب چلاو

--> ( 1 ) . ظف : به دو روز .