كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

993

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

رسانيدند و وجه سيصد هزار دينار در مدّت دو ماه به موجب خطوط قضات و امنا به صاحبان مال رسيد و اين اخبار فرخنده آثار بر اوراق روزگار يادگار ماند . بيت كار نيكو به كه ماند يادگار * كز بدى نبود به غير از ننگ و عار « 1 » و اميرزاده پير محمد بعد از مدّتى مولانا را زاولانه و دو شاخه برداشته به سمرقند فرستاد . و هم درين ولا ، نوكر چركس پسر تومن از جانب نهاوند آمده سر ملك عزّ الدين لر كوچك كه درين مدّت از جهالت دم از مخالفت مىزد به درگاه جهان‌پناه آورد و عرضه داشت كه تن او را پوست كنده و به كاه اگنده آويخته است و عبرت مخالفان ديگر ساخته مصرع تا حد خويش هركسى داند ذكر قشلاق فرمودن حضرت صاحب‌قران در قراباغ ارّان و شرح بعض قضايا حضرت صاحب‌قران چون خاطر خطير از كار بيلقان فارغ ساخت ، اعلام آفتاب اشراق به جانب قراباغ به عزم قشلاق برافراخت و تواچيان به موجب فرمان قورياها ترتيب داده بودند . آن حضرت در قورياى همايون نزول فرمود و شاهزادگان و امرا هريك به مقام خود قرار گرفتند و پيش ازين فرمان صادر شده بود كه اميرزاده رستم در قراباغ ، به قورلتاى كه براى تفويض الوس هولاگو خان به اميرزاده عمر مقرّر است ، حاضر شود . درين ولا از راه قلاغى آمده به عزّ بساط بوس مستسعد گشت و چون خبر مخالفت اسكندر شيخى كه به رخصت آن حضرت به مقام خود فيروزكوه و

--> ( 1 ) . در نسخهء ك تنها قسمت اول بيت آمده به عنوان مصراع .