كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
987
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
نظم دعاهاى روشنتر از آفتاب * به آمين روشندلان مستجاب ز هفت اخترت بود چون ياورى * كه هر هفت كشور به دست آورى سكندر صفت ملك عالم بران * خضروار تا دور عالم بمان سعادت طراز قباى تو باد * سر سروران زير پاى تو باد تو شاه جهان و جهان يار تو * جهاندار مطلق نگهدار تو مصرع اين جهان و آن جهان از فضل حق بادش به كام ذكر عمارت فرمودن حضرت صاحبقران شهر بيلقان را چون معالى همّت صاحبقران عالى نهمت بر جمعيت عالميان معروف بود ، در آينهء ضمير منيرش چنان روى نمود كه ، بر شيوهاى كه در بلاد توران ، مواضع مشهوره عمارت فرموده در بلاد ايران نيز از آن حضرت مآثر ماند . شعر انّ آثارنا تدلّ علينا * فانظروا بعدنا الى الآثار و به موجب فرمودهء هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها « 1 » عمارت عالم امرى مطلوب و شغلى مرغوب است ، بنابراين اشارت عليه نفاذ يافت كه در هنگام آنكه پرتو التفات جمشيد خورشيد بر برج خريفى تاخت ، شهر بيلقان را كه چنان ويران شده بود كه از عماراتش اثرى نمىنمود « 2 » معمور گردانند و مهندسان تيزهوش و معماران سختكوش صورت شهرى كشيدند مشتمل بر سورى عريض و خندقى عميق و چهار بازار و خانههاى بسيار و حمّامات و خانات و ساحت و بستان و غير
--> ( 1 ) . سورة هود 61 . ( 2 ) . س : نمانده بود .