كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

978

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

نصرت‌شعار وزيده دروازه را چون عقايد گرجيان درهم شكستند و امير شاهملك كه بر دروازه منتظر فتح الباب دولت بود با امرا به قلعه درآمدند و مكابرة به بالاى آن قلعه كه با فلك دوار ديدار مىكرد و با كواكب سيّار اسرار مىگفت برآمدند و تسخير آن حصار كه در ضمير سلاطين روزگار نمىگنجيد يك شنبه بيست و سيم محرّم ميسّر شد . اعلام دين محمدى سر به فلك رسانيد و صداى أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ « 1 » گوش هوش گرجيان را كر گردانيد و از آن روز كه آفتاب چتر سعادت پرتو سايهء وصول بر آن قلعه انداخت تا آن‌وقت كه تأييد عنايت پروردگار و قوّت دولت صاحب‌قران كامكار آن را مفتوح ساخت نه روز بود . نظم صفّ شه قلعه گشاى همه گيتى گرديد * كفّ او قلع كن كافهء كفار آمد گرجيان از دست رفته به يك‌بار از پاى درآمدند و انگشتى كه به شهادت نجنبانيده بودند مصرع به امان خواستن برآوردند لشكر منصور چند نفر از ازناوران را از بالاى كوه به پايان انداختند و ترال « 2 » بدفعال و باقى كفار فجار را به نوعى گرفتند كه هيچ آفريده خلاص نيافت و كذلك أَخْذُ رَبِّكَ إِذا أَخَذَ الْقُرى وَ هِيَ ظالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ . « 3 » بيت هيچ‌كس راه گريزى نتوانست گرفت * و ان كه بگرفت سرانجام گرفتار آمد

--> ( 1 ) . سورة النساء 78 . ( 2 ) . ظف : نزال - نسخه بدل : ترال . ( 3 ) . سورة هود 102 .