كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

948

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

متمردين ، فرمان عالى نافذ شد كه اميرزاده محمد سلطان به صوب قلعهء فوجه ، كه به مسافت يك روزه راه ازمير در كنار درياست و غلبهء فرنگ به آن‌جا پناه برده‌اند عزيمت نمايد و چون شاهزاده حوالى قلعه را محل موكب همايون ساخت ، اهل قلعه صولت او را شنيده سطوت او را معاينه ديدند ، بزرگان ايشان در مقام تضرع آمده به قبول اداى مال جزيه [ جان و خان‌ومان خود را بازخريدند و شاهزاده ايشان را امان داده نواب او مال جزيه ] « 1 » گرفتند و مظفر و منصور به موجب فرموده ، به جانب آغروق خود كه در قشلاق مغنى سياه بود بازگشت . مصرع ظفر و نصرتش يمين و يسار و درين مقام باز از پيش پسران ايلدرم بايزيد ايلچيان آمدند . شيخ رمضان ، كه پيشتر از طرف سليمان چلبى آمده بود ، بازآمد و از برادر عيسى چلبى قطب الدين نامى رسيد و قاصدان به وسيلهء امراى عظام شرف بساط بوس يافته اسبان راهوار و تحف شاهوار به عرض رسانيدند و عرضه داشتند كه سليمان « 2 » چلبى و عيسى چلبى كمر عبوديّت بسته و اشارات عاليه را مترصّد نشسته‌اند و چشم اميد به عواطف پادشاهانه گشوده‌اند و اظهار اطاعت و بندگى نموده . چون فرستادگان اين سخنان به ادا رسانيدند ، آن حضرت چشم عنايت بر حال قيصرزادگان گماشت و حكومت ولايت اسريقه و ديگر بلاد و ديار بريشان مسلّم داشت و يرليغ همايون به آل تمغا شرف صدور يافت و فرستادگان را به عنايات پادشاهانه نواخته خلعت و زيور و اسب و زر داد « 3 » و از براى قيصرزادگان جامهء طلادوز و كلاه و كمر فرستاد و اجازت مراجعت فرمود . « 4 » مصرع چشمها روشن شد از عين عنايت جمله را

--> ( 1 ) . ك ندارد . ( 2 ) . نسخ : ا مسلمان . ( 3 ) . ظف : خلعت فاخر و اسب مكمّل به زين زر ( ج 2 ص 342 ) . ( 4 ) . در ظفرنامه آمدن قاصدان سليمان و عيسى ، قبل از حمله به قلعهء فوجه آمده است .