كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

946

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

موجب فرمودهء حضرت صاحب‌قران ، به يك‌بار عزم رزم و پيكار كردند . ازين طرف مسلمانان صف در صف بسته و پشت بر پشت پيوسته به زخم ناوك دلدوز و خدنگ جگرسوز و سنگ عراده و منجنيق برج و باروى قلعه را پاره‌پاره مىساختند و چاخويان نقبها را آتش زده ديوارها مىانداختند و از آن جانب ، فرنگان به ضرب كمان رعد و سنگ نفط و تير تخش و كمان چرخ زبانهء آتش جنگ به آسمان مىرسانيدند و از طرفين آواز نقاره و ناقوسها درهم افتاده خروش و نفير كوس و كرناى گوش زمانه را كر مىگردانيد . و درين ايام كه غازيان لشكر اسلام در محاربهء اعداى دين نبى ( ع ) بىآرام بودند ، غمام از بام تا شام و از شام تا بام چنان به اهتمام باران بود كه جهان را در آينهء انديشه صورت طوفان مىنمود . نظم طوفان روان و رعد خروشان و برق تيز * و زدود ابر ديدهء انجم سرشك ريز بحر محيط كف زده بر سر ز بيم غرق * از بس كه گشت روى زمين جمله موج خيز و صدمهء شيران بيشهء شجاعت و حملهء دليران پيشهء جلادت بنياد صبر و قرار مخالفان ملّت نبوى را مزلزل و مستأصل گردانيده عاقبت نسيم فتح و ظفر ، از مهبّ اقبال صاحب‌قران هفت كشور ، در وزيدن آمد و صبح سعادت اهل اسلام از مشرق عنايت دميدن گرفت و ديوارهاى قلعه را كه بر سر چوبها گرفته بودند و نقبها را كه پر هيمه و نفط كرده بودند آتش زدند و ديوارهاى قلعه چون رايت اهل ضلالت نگونسار شد و كفار فجّار عرضهء تيغ آبدار و عرض سهام خونخوار گشتند . رويهاشان از بيم چون چشمشان كبود و زرد گشته و گردنهاشان از زخم شمشير حمايلى بنفش و سرخ شده بود و غازيان نصرت شعار از رخنه‌ها به حصار درآمده قلعه را مسخر ساختند و اعداى