كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

935

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

محمد سلطان و اميرزاده ابا بكر به موجب فرمان بازگشته در برسا و شهر نو به آغرق پيوستند و رايات ظفر آيات به طرف بيغوزلغ « 1 » عزيمت نموده و از عقبه گذشته به حوالى آلتون تاش ، « 2 » در صحرايى خوش و فضايى دلكش ، نزول اجلال فرمود و قهرمان قهر به قتل خواجه فيروز كه اسريقه تعلق به او داشت فرمان داد و باز در آن فضاى دلگشا و هواى جان‌فزا ، بزم عيش و مجلس نشاط آراسته شد و اسباب عشرت ساخته و آماده و ابواب مسرّت و بهجت گشاده گشت و مهر از بهر جشن همايون در ضراب خانهء گردون از سيّاره درم زد و رامشگر زهره طبع به سان ناهيد عود مىنواخت و از تار او تار دل را غذاى روح و جان را شربت فتوح مىساخت و به نواى بار بدى رخ نشاط و چهرهء انبساط مىافروخت و به راه خسروانى كه رهبر شادمانى است رايت عشرت مىافراخت و لعل خوشاب ساقى از چشمهء نوش آب حيات را مدد مىداد و نرگس نيم خوابش از كمان ابر و تير غمزه مىگشاد و از بادهء گلبوى بخار عنبر و بخور عبير به مشام روحانيان كرهء اثير رسيد . نظم هوا ابر بست از بخور عبير * بخنديد جام و بناليد زير و از كشيدن قدح مالامال و جام لبالب از دست ساقيان نوش لب و از نوشيدن بادهء ارغوانى و شراب ريحانى صبح امانى از مطلع مراد طالع بود و آفتاب عيش از مشرق خرّمى روى نمود و حضرت صاحب‌قران كه در مجلس انس و خلوت از كمال لطف و مردمى و غايت تواضع و بنده‌نوازى چنان باشد كه تفاوت ميان مالك و مملوك ظاهر نگردد و روز بار بر سرير خسروى فرمان چنان فرمايد كه اگر قيصر روم و فغفور چين در بارگاه عالم‌پناه درآيند از مهابت و سياست آن حضرت در

--> ( 1 ) . ظف : تنغوزلغ . ( 2 ) . ظف : آلتون تاش ( ج 2 ص 529 ) .