كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

911

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

الحمد كه دولت قاهرهء ما بىمنّت او آن قلعه را مسخر ساخت . اكنون او را بگوئيد كه مردانه بايستد . نظم اگر مرد جنگى بيفشار پاى * من اينك رسيدم نگهدار جاى ذكر جيبا « 1 » ديدن حضرت صاحب‌قران به تأييد ملك مستعان حضرت صاحب‌قران عالم ستان چون عزم يورش روم جزم فرمود ، فرمان قضا مضا نفاذ يافت كه سپاه گردون اساس در صحراى سيواس جيبا نمايند . آن حضرت بر بالاى پشته كه شاميانهء « 2 » خسروانه برافراخته بودند بر مسند اقبال بنشست و فوج‌فوج چون درياى آهن پرموج مىگذشتند و هر فوج كه در برابر آن حضرت مىرسيد زانو زده اسب مىكشيد . تومان تومان و هزاره هزاره و قوشون قوشون بدين يوسون مىگذشتند . صحرا در صحرا جوشن و بر گستوان بود و جهان در جهان خود و خفتان و بلارك و سنان مىنمود . نظم تو گفتى كه روى زمين آهن است * ز نيزه هوا نيز در جوشن است از درفشيدن آينه‌هاى چينى هرطرف خورشيدى طالع شد و از بريق سنان در هرگوشه برق لامع گشت و چون نوبت به لشكر اميرزاده محمد سلطان رسيد ، كه در آن زودى از دار السلطنهء سمرقند آمده بود ، سپاهى چنان آراسته عرض نمود كه تا جمشيد خورشيد شهسوار مضمار چهارم است و ميدان آسمان جولانگاه شاه ماه و

--> ( 1 ) . جيبا ديدن به معناى سان سپاه ديدن است . كلمهء جيبه ، جيبا ، جبه به معناى لباس جنگ است در زبان تركى . ( 2 ) . شاميانه به معناى چادر ، سراپرده .