كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

909

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

روز پيوسته صغار طيور به جثهء عصفور كه تازه پر برآورده از هوا فرومىآيد و مردم آن‌جا آن را گرفته نمك سود مىكنند و در ظروف كرده ذخيره مىسازند و هرچه در آن سه روز نمىگيرند ، بال بزرگ كرده « 1 » مىپرند و چون اين حكايت را غرابتى بود ثبت نمود . اميرزاده محمد سلطان زانو زده تسخير قلعهء كماخ التماس نمود . حضرت صاحب‌قران ملتمس او را مبذول فرمود و شاهزادهء نامدار به رسم ايلغار ، در روز با سپاه جهانسوز ، متوجه شد و درين وقت شاهزادگان و امرا كه در زمستان از قراباغ ارّان به تاخت لرستان و خوزستان و بغداد و عراق عرب و ساير بلدان رفته بودند ، با غنايم بسيار در كوكبهء فتح و ظفر ، به اردوى اعلى آمدند و شرف بساط بوس يافتند و آن حضرت اميرزاده ابا بكر و اميرزاده خليل سلطان و اميرزاده سلطان حسين و اميرزاده اسكندر و امير جهانشاه و امير شيخ نور الدين و امير برندق را از عقب اميرزاده محمد سلطان فرستاد تا به اتّفاق اطراف قلعه را گرفته محاصره كردند و ده روز پيوسته در حوالى و نواحى قلعه آتش قتال و جدال التهاب و اشتعال داشت . نظم تا به ده روز تاب آتش جنگ * همچو موم روان گداخته سنگ عاقبت بهادران نامدار و دلاوران ظفر شعار ، چون كبك كوهسار ، بر آن حصار استوار دويدند و آواز نقاره و نفير غلغله در گنبد اثير انداخت . از طرفين عرّاده و منجنيق در كار آمد . در آن روز اميرزاده محمد سلطان داستان رستم دستان را قلم نسيان زد و قصهء زال را رقم زوال كشيد و اميرزاده ابا بكر گوى سبقت از اقران ربود و نوكران او پيش از همه باتوق و علم به قلعه برآمدند و چنان حصنى منيع و قلعه‌اى رفيع را به يك جنگ سلطانى مسخّر ساختند و خبر فتح به حضرت صاحب‌قرانى فرستادند و آن حضرت پاى دولت در ركاب سعادت آورده ، ظفر بر يمين و اقبال بر

--> ( 1 ) . ك : بزرگ ساخته .