كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

890

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

بلوط كه بر سر راه بود آويختند . « 1 » و چون رايات ظفر آيات به كنار آب جغتو رسيد ، حضرات عاليات سراى ملك خانم و خان‌زاده و ديگر حرمها ، با شاهزادگان اميرزاده الغ بيك و ديگر درارى سپهر سلطنت ، به رسم استقبال استعجال نموده در مقام سينه پرعزّ بساط بوس يافتند و زبان استبشار به تهنيت فتوح نامدار گشودند و نثار بسيار از جواهر و دينار پاشيده پيشكشهاى پسنديده كشيدند و از آن‌جا موكب همايون روان شده در صحارى و ييلاق آق مشهد نزول فرمود و سادات و اكابر ممالك ايران به تخصيص اعيان تبريز به استقبال آمده ديده‌ها به غبار ذرّه‌پرور مواكب منوّر گردانيدند و آغرق كه در عقب به تأنّى مىآمد پياپى مىرسيد و مدّت بيست روز در آن نواحى توقّف نمود و چون علما و فضلاى اطراف ربع مسكون در اردوى همايون جمع بودند ، اكثر مجالس كه در پايهء سرير اعلى منعقد مىگشت به شرح مسائل دينى و بحث دلايل يقينى مىگذشت و علما كه اشراف الناس و دين و ملت را اساس‌اند به عواطف و انعام و نوازش و اكرام مخصوص مىشدند و عاطفت پادشاهانه اميرزاده رستم را اجازت داده به شيراز فرستاد و فرمود كه حسن جاندار و حسن جغداول از فارس متوجّه موكب ظفر قرين گردند . و از آن‌جا ، اعلام ظفر اعلام به جانب اوجان نهضت فرمود و از فرّ وجود آن حضرت چند روز كوشك غازان غيرت غرف جنان و رشك روضهء رضوان بود . ذكر فرستادن حضرت صاحب‌قران اميرزاده شاهرخ را به جانب ارزنجان حضرت صاحب‌قران ، در آن زمان كه فتح ممالك شام مىفرمود ، قيصر روم

--> ( 1 ) . حاشيهء نسخهء ك : « و از مخبران صادق القول استماع رفته كه درخت بلوط آن مواضع يك سال بلوط بار مىآورد و يك سال مازو و چون آن حال نوع غرابتى داشت ثبت افتاد . ( ظفرنامه ) و همانا چون سرهاى قطاع الطريق كه در آن سال از درختها آويختند به منزلهء آن است كه هيچ بار نياورده بود . منه رحمه اللّه . » ( ر ك ظفرنامه ج 2 ص 267 ) .