كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
865
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
شهر فرود آمدند و محلات بيرون كه اصل دمشق آن است در تصرّف لشكر منصور درآمد و چندان اموال و خواسته و انواع اسلحه و اصناف اقمشه و امتعه گرفتند كه انامل محاسبان چالاك از شمار آن عاجز آيد و آن حضرت به صدق نيت زيارت ام حبيبه و ام صفيه « 1 » كه حرمهاى محترم رسول ( ع ) بودهاند و زيارت بلال حبشى رحمه اللّه فرموده از روحانيّت ايشان استعانت و استمداد نمود و به منزل همايون بازآمد . اهالى دمشق را مجال جدال خيال محال نموده سادات و قضاة و مشايخ و معارف با اعلام و مصاحف بيرون آمدند و مراسم نثار و پيشكش به جاى آورده دروازهها گشودند و مال امانى قبول كرده « 2 » چند روز جهت ادا مهلت طلبيدند و روز جمعه در مسجد بنى اميه خطبه به عزّ القاب همايون زيب و زينت يافت . « 3 » امّا اهل قلعه باب انقياد بسته زبان تير گشادند و رعد و ناوك و منجنيق و عرّاده كار مىفرمودند و الحق آن قلعهاى بود در غايت متانت و نهايت حصانت . بناى آن از زير و بالا از سنگهاى عظيم برآورده خندقى سى گز « 4 » عمق و بيست گز عرض تخمينا و در آنجا مردان مرد و حريفان نبرد به زخم تير ناوك و قارورههاى نفت نمىگذاشتند كه كسى گرد آن گردد . حضرت صاحبقران انديشه بر استخلاص آن گماشته فرمود كه اميرزاده اميرانشاه و اميرزاده شاهرخ و اميرزاده سلطان حسين و اميرزاده پير محمد
--> ( 1 ) . ظف : ام سلمه و ام حبيبه ( ج 2 ص 238 ) . ( 2 ) . ظف : « حكم شد كه تحصيل وجوه امانى بر امرا قسمت كرده به استخلاص آن قيام نمايند و امير شيخ نور الدين و امير شاه ملك . . . به شهر درآمدند و بر حسب فرموده هشت دروازه را به گچ و سنگ برآوردند و باب الفراديس را گشاده بگذاشتند و امرا و نويسندگان در آنجا نشسته به ضبط مال مشغول شدند و محصلان در اندرون وجوه و اموال استحصال نموده بيرون مىآوردند و مىسپردند . » ( ج 2 ص 239 ) . ( 3 ) . حاشيه نسخهء ك : « در ترتيب حكايات بل اصول روايات ، ميان ظفرنامه و اين مؤلف تفاوت واقع مىشود و چون اين مولف از مولانا شمس الدين شامى و خواجه حافظ ابرو كه هردو ملازم اردوى همايون بودهاند منقول است عذر مقبول است . » ( 4 ) . ظف : خندقى به عرض بيست گز ( ج 2 ص 239 ) .