كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

850

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

و لشكرهاى اعراب كه از اطراف آمده بودند هريك به جانبى گريختند ، اكثر به طرف دمشق و عساكر منصوره در عقب رفته چندان به قتل آوردند كه غير يك سوار خبر فرار به دمشق نرسانيد و سپاه ظفرپناه غنيمت فراوان گرفته چون شاهين گرسنه كه در گلهء كبوتران افتد و يا گرگ خشمگين كه رمهء گوسفند يابد مطلق العنان به شهر درآمدند و آتش غارت و تاراج در حلب زدند و مستوران پرده‌نشين را چون زلف بتان موى كشان بيرون آورده هريك دستخوش عفريتى از لشكر جانستان خانه برانداز كه صورت عذاب آسمانى بود گشتند و شنبه يازدهم ربيع الأول شهر حلب مسخر شد و خلايق چندان زر و مال و اسب و استر و شتر و اقمشه و امتعه به يغما بردند كه عقل از حساب آن عاجز بود و وهم از شمار آن متجاوز گردد . نظم چه از زر چه از جامهء هفت رنگ * ز آرايش بزم و از ساز جنگ ز گوهر فزون از شعور و وقوف * ز زرينه آلات و سيمين ظروف بدين سان لشكر منصور غنايم نامحصور گرفتند . ذكر فتح قلعهء حلب و شرح آن چون شودقين و تمورتاش از پرخاش لشكر فيروزى اثر گريخته به شهر درآمدند پناه به قلعه بردند و چه قلعه : كوهى از سنگ خارا سر به اوج ثريا كشيده و خندقى عميق سى گز عرض به آب رسانيده و پر آب چنانچه اجراى كشتى بر آن ميسر بود و خاك‌ريز از سنگ درصد گز بلندى چنان تند كه بر آن‌جا رفتن متعذر بود . شودقين و تمور تاش پشت استظهار به مناعت آن حصار استوار بازنهاده اهل قلعه به جوش و خروش درآمدند . « 1 » حضرت صاحب‌قران به شهر درآمده در برابر قلعه نزول

--> ( 1 ) . ظف ( به اختصار ) : « به بارو و برجها تاختند . نفطبازان از هرطرف دست تجلّد برگشادند و رعد اندازى آغاز نهادند . » ( ج 2 ص 219 ) .