كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

847

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

عجميان را طعن كرده گفتند اينها جاسوسانند و مىخواهند كه مملكت ما روزى مغول شود . عقل بر اين تدبير مىخنديد و روزگار بر حال ايشان مىگريست . عاقبت قرار دادند كه از شهر بيرون نروند و به زخم تير ناوك جواب خصم دهند و الحق اگر در اين فكرت ثبات نمودى قضيه به دور و دراز كشيدى . حضرت صاحب‌قران از عنتاب يك دو كوچ به شتاب رانده چون بر تدبير حلبيان وقوف يافت ، عنان سمند جهان پيما كشيده داشت . يراق چنان ديد كه در عزيمت تعجيل ننمايد و يك روزه راه را به هفته‌اى پيش آيد . بيت همى رفت باهوش و راى و درنگ * كه تيزى پشيمانى آرد به جنگ و در هر منزل خندق كنده گاو سپرها و تورها پيش مىكشيدند تا خصمان دلير شده چون از لطايف تدبير وقوف نداشتند پنداشتند كه عساكر گردون مآثر از ايشان انديشه دارند . بدين خيال فاسد از شهر بيرون آمده بر ظاهر دروازه نزول كردند . مصرع به هامون كشيدند پرده‌سراى و ندانستند كه : نظم چو قطره بر ژرف دريا برى * به بىدانشى ماند اين داورى حضرت صاحب‌قران ، پنج شنبه نهم ربيع الأول ، حوالى حلب را معسكر همايون ساخت و آفتاب لواى جهانگشا سايهء دولت بر آن مملكت انداخت . اميرزاده سلطان حسين با چند نوكر به قراول دشمن رسيد و هرچند مخالفان بسيار بودند ، [ دلاوران لشكر منصور جلادت نمودند و از دشمن سه كس دستگير كرده به حضرت آوردند ] « 1 » و هم در آن روز اميرزاده ابا بكر با شست سوار ، دچار دشمن بسيار شده

--> ( 1 ) . ظف : « بىانديشه بر ايشان تاخت و به اول حمله سوارى را از پشت زين به روى زمين انداخت و او را دستگير كرده و نوكرانش نيز دو كس را گرفتند . » ( ج 2 ص 211 ) .