كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
843
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
طنطنهء گورگهء كوچ زلزله در زمين و زمان انداخت و صداى برغو و كرّه ناى « 1 » گوش كيوان كر ساخت . بيت بجنبيد لشكر چو كوه از شكوه * قيامت بود چون بجنبيد كوه ذكر تسخير قلعهء بهسنى و عنتاب حضرت صاحبقران ممالك ستان عزم تسخير ممالك شام جزم فرمود و اميرزاده شاهرخ را جمعى امرا ملازم ساخته به رسم ايلغار تعيين نمود و ايشان به موجب فرمان قضا مضا روان شده و به قلعه رسيده چون نگين در حلقه گرفتند و آن حضرت نزديك قلعه بر بلنديى نزول فرمود و نشيب و فراز آن را به نظر احتياط درآورد و آن قلعه در ميان درهء پرآب بر سر كوهى بلند واقع شده كه عقل از تسخير آن عاجز و انديشه از فتح آن متجاوز بود . بيت به خود فروشده صد بار عقل دورانديش * كه تا كند نظر چون بر آن توان افكند بر اطراف آن برج و بارو ساخته و دروازه و حصار پرداخته اهالى آنجا به استوارى آن مغرور شده و از عاقبت كار غافل گشته از سر جهل قدم در مقام مخالفت نهادند و ابواب بلا بر روى خود گشادند و در ميان قلعه منجنيق گردان ساخته بودند كه از هرطرف كه مىخواستند سنگ مىانداختند و در آنحال كه حضرت صاحبقران احتياط قلعه مىفرمود ، سنگى گران از منجنيق گردان انداختند چنانچه نزديك خيمهء خاص آن حضرت بر زمين آمده و لغزيده به درون خيمه افتاد و شعلهء
--> ( 1 ) . ف : كرناى .