كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
828
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
ايلغار در طلب گرگين فرستاد . گرگين از سركين چون پلنگ تير خورده در بيشهاى پنهان شد و لشكر هرچند او را بيش جستند كم يافتند و غنايم بسيار گرفته بازآمدند و آن حضرت از آب كر گذشته به سمع اعلى رسيد كه قلعهء ارزيت « 1 » را از ناوران گرج حصار ساختهاند و آن حصارى استوار بر بالاى كوه واقع بود و هرگز كس آن را به غلبه نگرفته . آن حضرت از حق تعالى مدد خواسته و عراده و منجنيق مرتّب ساخته بعد از پنج روز جنگ پيش برد « 2 » و به نيروى دولت و زور بازوى سعادت آن قعله را فتح كرده با زمين پست گردانيد و گرجيان را به قتل رسانيد و گرگين به موضع سوانيت نام گريخته لشكر در عقب او رفت و او از آنجا به ابخاز و از ابخاز بر آب ايغر و كرلان گذشته و از ملك و مال بيزار شده جان به سلامت از آن ورطه بيرون برد و از حمايت سلطان طاهر بن سلطان احمد عاجز شده اجازت داد كه هرجا خواهد رود و او به جانب روم توجّه نمود كه آوازهء عزيمت پدر او به آن جانب بود و گرگين اسمعيل را كه گرفته بود فرستاده به گناهان خويش معترف شد و التماس نمود كه اگر بندگى حضرت اين نوبت از سر جريمهء او درگذرد ديگر سر از جادهء فرمانبردارى نگرداند و مسلمانان را تعرّض نرساند و مال به خزانهء عامره رساند . حضرت صاحبقران ملتمس او مبذول داشته متوجه ايوانى شد « 3 » و اطراف آن را تاخته و دامن كوه گرفته عزيمت ديار قراقو لغايتو « 4 » فرمود و مردم آنجا به غايت دلاور بودند . آن ولايت را تاخته و سرداران را زبون ساخته به فتح و ظفر به هينگ گول رسيد و از آنجا بازشنيد كه جمعى گبركان در موضعى نوش كرد « 5 » نام نشستهاند . آن حضرت
--> ( 1 ) . ظف : زريت . ( 2 ) . ظف : روز هفتم . ( 3 ) . ظف : « عنان عزايم خسروانه به صوب ولايت ايوانى كه يكى از عظماى امراى گرج بود معطوف داشت . » ( ج 2 ص 180 ) . ( 4 ) . ظف : قراقلقانليق . ( 5 ) . ظف : فرس گرد ( ج 2 ص 181 ) .