كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
824
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
ذكر ايلغار فرمودن حضرت صاحبقران كرّت اول به جانب گرجستان در سال گذشته سبق ذكر يافت كه گرجيان سلطان طاهر بن سلطان احمد را از قلعهء النجق بيرون برده كوتوال خود را گذاشتند . اين جرأت بر همّت ناموس سلطنت موجب آن شد كه حضرت صاحبقران ولايت گرجستان را عاليها سافلها « 1 » سازد . بنابرآن ، بعد از آنكه امير شيخ ابراهيم و سيدى احمد را عنايت فرموده رخصت مراجعت ارزانى داشت حكم فرمود كه از ده نفر سه نفر آزوق ده روز برداشته راه و بيشه را به اره و تيشه از خار و اشجار پاك و هموار ساختند و ميمنه و ميسره و قول به آسانى گذشته رايت نصرت آيت در ولايت ياغى برافراختند و امير شيخ ابراهيم و سيدى احمد با لشكرى ضميمهء سپاه ظفرپناه گشتند و آن حضرت از ولايت شكّى گذشته [ به عزم رزم خمشا كه يكى از سرداران گرجى بود عزيمت نمود ] « 2 » و در آن ايام بيست روز متّصل صبح و شام از پرويزن سحاب برف مىريخت و مدام غربال كافور مىبيخت . لشكر اسلام بر آن دم سردان تاختند و به شعلهء سنان آن بدكيشان را طعمهء آتش دوزخ ساختند . هركه يافت شد امان نيافت و هركه پديد آمد ناپديد گشت و در طلب خمشا « 3 » به درهء آق سو شتافتند و بسى گاو و گوسفند و اموال و اجناس غنيمت يافتند و خمشا آواره و كم آوازه در جنگلها ناپديد شد و برف راهها بسته چهارپايان لاغر گشتند . آن حضرت فرمود كه عمارات و كليساها آتش زده باغات و درختها از بيخ كندند و درختهاى جوز را پوست بازكرده آنچه امكان خرابى بود به جاى آوردند و چون هنوز زمستان بسيار مانده بود حضرت صاحبقران عزيمت مراجعت نمود و به فراغ بال در قراباغ نزول اجلال فرمود و حضرت ذو الجلال
--> ( 1 ) . اشارتى به آيت فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ ( سورة هود آيهء 82 ) . ( 2 ) . ظف : « به جانب درهء حمشا كه اماكن و مساكن گبران بود روان شد و مجموع آن دره جنگلستان بود . » ( ج 2 ص 162 ) . ( 3 ) . ظف : « حمشا كه سالار و استظهار آن مردهء لعين او بود . » ( ج 2 ص 163 ) .