كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

821

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

و مستحقان بذل فرمود و منازل و مراحل قطع كرده سارقمش « 1 » جام مخيّم اردوى فلك احتشام گشت و آغرق اميرزاده شاهرخ حضرات عاليات ملكت آغا و گوهرشاد و فرزندان از هرات آمده به سعادت بساط بوس فايز شدند و نثار و پيشكش به عرض رسانيدند و اميرزاده سيورغتمش را كه پنج شنبه هشتم رمضان سنهء احدى و ثمانمايه به طالع سنبله از ملكت آغا متولد شده بود « 2 » به نظر همايون آن حضرت رسانيدند و چشم عطوفت به روى فرزند بازكرده شادمان شد و با امير آق بوقا كه هم از هرات آمده بود اجازت مراجعت ارزانى داشت و به مزار مورد الأنوار شيخ الأسلام احمد جام قدّس سرّه فرموده شرايط زيارت به جاى آورد و اميرزاده رستم را دو هزار سوار و امير سونجك ملازم ساخته به جانب شيراز پيش برادر بزرگش اميرزاده پير محمد فرستاد كه به اتفاق متوجه بغداد شوند و آن حضرت از راه نشابور و بسطام به حدود رى درآمد و از خوار گذشته در قريهء ايوانك جناب شاهرخى كه از راه مازندران مىآمد به موكب جهان گشاى ملحق شد و به شرف دست‌بوس آن حضرت پاى افتخار بر سر كيوان نهاد و امير سليمانشاه پيشتر خبر عزم رايات ظفر پيكر در تبريز به اميرزاده اميرانشاه رسانيده بود و اميرزاده ، در ميان شهريار و ابهر « 3 » با چند نوكر ، با حضرت صاحب‌قران ملاقات كرد و آن حضرت ملول شده روى ازو دركشيد و تخلّف ملازمان را بهانه ساخته حكم فرمود كه هرچه در آن نزديكى به هركس داده باشد محصّلان به خزانه فرود آورند « 4 » و حريفان مجلس او را كه هريك نادرهء عصر و

--> ( 1 ) . ظف : ساريق قمش . ( 2 ) . حاشيهء نسخهء ف : « ولادت اميرزاده سيورغتمش بن ميرزا شاهرخ روز پنج‌شنبه هشتم رمضان المبارك سنهء 802 ، وفات شانزدهم محرم 830 . مدت عمر شاهزادهء جهان بيست و نه سال بود . » ( 3 ) . ظف : « چون صاحب‌قران كامكار از رى و شهريار بگذشت اميرزاده ميرانشاه برسيد و آن روز رخصت ملاقات نيافت . » ج 2 ص 156 . ( 4 ) . ظف ( به اختصار ) : « تمور خواجه آق بوقا و جلال الاسلام بر حسب فرمان جهت تحقيق احوال شاهزاده پيشتر به تبريز رفتند و نواب و عمّال او را گرفته بند كردند و دفترهاى ديوان طلب داشته اموال دو دانگهء چند ساله كه به ديوان اعلى تعلق داشت و شاهزاده به طريق اسراف و تبذير به هركس داده بود از نسخه بيرون نوشتند و مجموع استرداد نمودند . »