كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
812
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
نظم صبحدم كافتاب شير شكار * گشت بر سبز خنگ چرخسوار راند عزم شه ممالكگير * آهوى خويش را سوى نخجير و چندين هزار سوار كماندار از برانغار و جوانغار قصد شكار كردند . نظم صيدجويندگان سوار شدند * طعمهخواران سوى شكار شدند باز و چرخ و شاهين بانسر طاير « 1 » آهنگ پرواز ساخته و فضاى هوا از پرندگان بازپرداخته يوز را كه نور ديده از طلعت آهو بود همه تن چشم گشته . نظم گفتى آن خالهاى روشنيوز * ديدهء آهوانست بر تن يوز آهوان بادپيماى را خواب خرگوشى مىداد و از كمينگاه برقوار بيرون جسته چون آتش در خرمن حيات ايشان مىافتاد و سگ شير صولت براى ريختن خون شكارى كمركين چست بسته باد كردار از هر سو مىجست و به زخم پنجه پشت صيد مىشكست . نظم هوا پر بازگشت و دشت پرسگ * شتابان هردو در پرواز و در تك يكى كرده هوا را بىپرنده * يكى كرده زمين را بىچرنده و در روز قمرغه ، « 2 » شاهزاده شير حمله ، در اثناى تكوتاز و آغاز نشيب و فراز ،
--> ( 1 ) . نسر طائر و نسر واقع دو ستارهاند . اين نامها در زبانهاى اروپائى به صورت ALTAIR و VEGA نقل شده است . ( 2 ) . قمرغه به معناى شكار جرگه است .