كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
803
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
عمارت كرده بود و ليكن در كنار قلعه ، چشمهاى خوشگوار خارج از حصار مانده [ بود ] . « 1 » درين وقت راى عالمآرا اقتضاى آن كرد كه آن چشمه داخل قلعه باشد . با وجود غلبهء اشتياق به ديدار فرزندان ، رعايت مصالح مسلمانان بر مراد خويش را حج دانسته توقّف نمود و چون عدد لشكر حاضر معلوم نبود ، به عرض همايون رسيده كه چند خروار نعل در اختاخانه مانده فرمان فرمود كه نعلها را بر لشكرى كه حاضرند بخش كنند . مردم را از هواى نعل ، نعل طمع بر آتش آرزو تافته شد و سران سپاه نوكران خود را زيادت بر آنچه حاضر بود بازخواندند و نعلها قسمت شده فرمان قضا مضا نافذ شد كه به موجب مفصّل قسمت نعل ، يساق انداخته چشمهء مذكور را داخل حصار كنند و مجموع [ امرا تا چه رسد ] « 2 » به ديگران به دست خويش خشت مىكشيدند و در آن كار كه سبب امن و امان مسلمانان بود سعى مىكردند و عمارتى كه به سه ماه نتوان كرد به سه روز تمام شد و نصرت خمارى نوكر اميرزاده پير محمد را با سيصد كس و سه اغلن جوجىنژاد ، مقدم ايشان يارق اغلن ، با چهارصد خانه كوچ اوزبك به محافظت آنجا بازداشت و ضبط قلعه ايرياب و سنوران « 3 » به عهدهء حسن سخت كمان ، عمزادهء امير شيخ نور الدين ، گذاشت و به راه گنبد شيخ مباركشاه روان شد و به دولت در آن منزل مبارك نزول فرمود . و نهم ماه به راه كرماج عزيمت نموده شيخ احمد خواجه اوغانى به حضور بارگاه عالم پناه فايز شد . امّا از سفره و سماط بساط انبساط نداشت و چون ابر بىباران و نعناع بىبريان به گفتار و بيان اكتفا نمود و هرچند غذاى روحانى براى قوت روح معتبر است ، امّا گاهگاه غذاى جسمانى به جهت حضور قلب و جمع حواس بيشتر درخور است و خدمت شيخ پيش برد راه فقر و رسم درويشى به جا
--> ( 1 ) . س ندارد . ( 2 ) . س ، ك : [ تا ] . ( 3 ) . ف : سنوران - ك : سوران .